چرا از تعارض در رابطه اجتناب میکنیم ؟

چرا از تعارض در رابطه اجتناب میکنیم ؟

چرا از تعارض در رابطه اجتناب میکنیم ؟

تعارض در یک رابطه نزدیک و بلندمدت حتما رخ خواهد داد ، امکان ندارد یک ارتباط به صمیمیت کشیده شود یا یک رابطه طولانی و بلندمدت باشد اما تعارضی در آن نباشد ، دو انسان زنده در کنار هم هر چقدر نزدیکی و صمیمیت بیشتری را تجربه کنند تعارض را هم باید تجربه کنند.

اما در این نوشته قصد داریم به شما بگوییم که چرا برخی از افراد از تعارض وحشت دارند ، از بیان مسئله و مشکل خود در رابطه اجتناب میکنند ، به جای اینکه موضوع را بیان کنند و سعی در حل مشکل و مسئله داشته باشند ، رابطه را قطع میکنند و یک چرخه باطل ارتباطی را دائما با افراد متفاوت تجربه میکنند.

به یاد داشته باشیم که مشکلات درونی ما پابرجا هستند و با قطع ارتباط با دیگران ، ما یک فرد را از زندگی خود بیرون کرده ایم اما مشکل من همچنان وجود دارد ، مشکل اصلی افرادی که از تعارض اجتناب میکنند دقیقا همین است که آدمها را ترک میکنند و سراغ افراد جدید میروند و باز همین مشکل ادامه دارد و باز در ارتباط جدید قادر به بیان مسائل خود نیستند.

در اینجا به چند علت اجتناب از تعارض اشاره کرده ایم : 

پیش داوری و ذهن خوانی قبل از بیان مشکل 

یکی از مشکلات این است که این افراد گرفتار خطای شناختی پیش داوری و ذهن خوانی هستند ، یعنی فکر میکنند که مطرح کردن این موضوع فایده ندارد و اگر این کار را انجام دهم خودم را کوچک کرده ام ، طرف مقابل اهمیتی به حرف من نمیدهد ، اصلا تغییر نمیکند ، اصلا فایده ندارد ، پس بهتر است بیخیال مطرح کردن مشکل شوم.

ترس از رها شدن از سوی فرد مقابل

یکی از ترسهای این دسته از افراد ، ترس از ترک شدن یا رها شدن است ، میترسند که حرفهای خود را مطرح کنند و از سوی مقابل رانده شوند و تنها بمانند ، در همین رابطه پیشنهاد میکنم مقاله مهرطلبی را به صورت کامل مطالعه بفرمایید.

ترس از ابراز خشم از سوی دیگران

من میترسم که مشکلات خودم را مطرح کنم و مورد خشم و عصبانیت و پرخاش دیگری قرار بگیریم ، بخاطر احساس امنیت درونی پایینی که در وجود من است ، خشم یعنی طرد شدن و نادیده گرفتن من و من از این خشم وحشت زیادی دارم.

وجود نقاط کور و ابهام آمیز در رابطه

در روابطی که مرزها مشخص نیست ، نقاط کور و ابهام زیادی وجود دارد ، بده بستانهای بی حساب و کتاب ، محبتهای افراطی که از سر تاییدخواهی و مهرطلبی رخ داده باعث میشود که من گمان کنم که بخاطر محبتها ، هدایا و لطفهایی که فرد مقابل به من داشته پس روا نیست که من مشکلاتم را با او مطرح کنم ( به زبون خودمونی طرف خیلی جاها به من حال داده حالا من ترجیح میدم که با اخلاق بد او کنار بیام و تحمل کنم اما خم به ابرو نیارم )

تحمل اضطراب وارد شدن به تعارض را نداریم

بسیاری از ما احساس امنیت پایین داریم ، بخاطر این امنیت پایین تحمل اضطراب تعارض برای ما سخت است ، تحمل این را نداریم که فرد مقابل نارضایتی های خودش را مطرح کند و بخاطر همین خودمان هم نارضایتی خود را بیان نمیکنیم. احساس امنیت پایین مشکلات زیادی در رابطه برای ما ایجاد میکند ، در درس گفتار عزت نفس هم تاکید کرده ایم که داشتن عزت نفس سالم به ما کمک میکند سطح تاب آوری و تحمل اضطراب خود را افزایش دهیم و به ما شهامت ورود به تعارض را خواهد داد.

در همین رابطه پیشنهاد میکنیم دوره صوتی بازسازی عزت نفس را تهیه کنید.

نتیجه گیری 

اگر قصد داریم روابط نزدیکی در زندگی شخصی ، خانوادگی و کاری خود تجربه کنیم باید تعارض را بعنوان یک واقعیت مسلم بپذیریم ، باید قبول کنیم افراد نزدیک ما عصبانی میشوند ، ناراحت میشوند و خشم خود را ابراز میکنند ، از ما انتقاد میکنند و ما هم باید یاد بگیریم که ناراحتیها و انتقادها و خشم خود را به شکل مناسب ابراز کنیم ، نزدیکی و صمیمیت یعنی تعارض و بیان احساسات واقعی درونی نه فرار و اجتناب از تعارض

در این بین برخی از افراد تحمل اضطراب تعارض را ندارند ، تحمل خشم دیگری را ندارند و به گمان خود با فاصله گرفتن از دیگران مشکل حل میشود در حالیکه مشکل همچنان پابرجاست و با قطع رابطه با یک نفر ، این مشکل در رابطه با فردی دیگر باز پیدا میشود. بنابراین نگاه کنیم که ریشه اصلی مشکل ما چیست و حتما بر روی احساس امنیت درونی ، عزت نفس خود و پذیرش اضطراب شدید تعارض و تحمل خشم ها و انتقادها و احساسات منفی اشخاص دیگر کار کنیم ، همه اینها به ما کمک میکند که وارد مرحله حل تعارض شویم و روابط پایداری را تجربه کنیم.

روانشناس

اگر این مطلب برای شما مفید بود آن را بادوستانتان به اشتراک بگذارید

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *