فروردین ۰۲, ۱۳۹۸

وقتی حالمون خوب نیست چه کار کنیم ؟

وقتی حالمون خوب نیست چه کار کنیم ؟

وقتی حالمون خوب نیست چه کار کنیم ؟

شاید این جمله را زیاد شنیده باشید که ما همیشه باید حالمان خوب باشد و همیشه باید خوشحال و سرحال باشیم و همیشه باید انرژی مثبت داشته باشیم و احساسات منفی نباید داشته باشیم و….. اما در این مقاله سعی میکنم دیدگاه جدیدی را برای شما عزیزان باز کنم.

خاطره شخصی خودم از حال خوب ؟

چندین سال قبل که با کتاب راز و قانون جذب آشنا شدم و جالب بود سمیناری در این موضوع را مشاهده میکردم که سخنران آن سمینار تاکید داشت که شما باید در راستای اهدافتان همیشه احساس خوبی تجربه کنید و به مجرد اینکه احساس منفی پیدا کردید کائنات این هدف را از شما برداشته و به فرد دیگری میدهد. مثلا اگر شما از دختری خوشتان آمده و میخواهید با او ازدواج کنید همیشه باید در راستای این فکر خود احساس خوبی هم داشته باشید و اگر روزی حس منفی پیدا کردید و گفتید نمیشه فاتحه هدفتون را بخوانید و کائنات این هدف رو به دیگری میدهد.

جالب بود من بارها و بارها بخاطر اینکه به هدفی برسم این موضوع را امتحان کردم و میدیدم برخی از روزها برحسب اتفاقات حس خوبی ندارم و حالم خوب نیست و شاد نیستم و باز این موضوع را امتحان میکردم و باز به همان نتیجه میرسیدم تا اینکه متوجه شدم این حرفها خیلی کاربردی ندارد تا اینکه بعدها که مطالعاتی حول محور روانشناسی پیدا کردم دلیل آن را متوجه شدم که در این مقاله به شما ارائه میدهم.

تعریف حال خوب چیست ؟

به نظر من حال خوب را فقط نمیتوانیم شادی و خنده بنامیم. احتمالا برای شما هم پیش آمده برحسب دیدن صحنه ایی از یک فیلم ، شنیدن موسیقی خاص یا یک اتفاق خاص اشک در چشمان شما جمع شده و گریه کرده باشید. بعد از گریه حال شما خیلی خوب شده و آرام شده اید. یا دلتان گرفته بوده و نزد یک نفر احساسات خود را بیان کردید و درد دل کردید وقتی از پیش او رفتید حالتان بهتر شده. در حالیکه تمام دقایقی که نزد او بودید دائما ا زمشکلات و مسائل خود و موارد منفی صحبت میکردید یا زمانیکه بخاطر موضوع اشک در چشم شما جمع میشود و میگرید ،گریه در واقع مترادف با غم و غصه است پس چرا حال شما بهتر میشود ؟ چرا سبک میشوید وراحتتر و روانتر زندگی میکنید.؟؟

این موضوع نشان میدهد که الزاما خنده و شادی باعث حال خوب ما نمیشود شاید بدنباشد از واژه ایی بنام شادمانی نام ببریم شاید بتوان شادمانی را تجربه ایی عمیق و احساسی لذت بخش از یک اتفاق نامید که شاید حتی موجب گریستن ما نیز بشود اما بعد با تجربه این اتفاق حال ما بهتر شده است.

چی میشه که حالمون خراب میشه ؟

همیشه این جمله معروف را از دکتر فرهنگ هلاکویی دوست دارم که ایشان در برنامه های تلویزیونی خودش بیان میکردند که زندگی پراست از سختی و مشکل. و واقعیت زندگی هم همین است زندگی پر از چالش و مشکلات است که شاید اشک ما را دربیاورد و روزهایی را تجربه کنیم که همه چیز باب میل ما نیست. ذات زندگی مبتنی بر کوشش است و چالش و خب عده ایی حاضرند پا در این چالش بگذارند و درگیر تنشها و مشکلات آن بشوند و عده ایی هم حاضر نیستند باید بپذیریم که کسب و کار داشتن سخت است ، ارتباط برقرار کردن با دیگران سختی خاص خود را دارد ، ازدواج سختی خودش را دارد ، بچه دارشدن هم همینطور و…آیا حاضریم با این سختیها کنار بیاییم. قطعا این سختیها شادیهای خودش را هم در پی دارد اما غم و غصه و فشار و ناراحتی هم دارد.

زمانیکه حالمون خوب نیست ؟

قطعا پیش میاید که در این بازی زندگی روزهای را داشته باشیم که حال خوبی نداریم صبح با انرژی رفته ایم سرکار و شب با حال خراب به منزل برگشته ایم به شدت بهم ریخته ایم آن روز مطابق انتظار ما پیش نرفته است و شاید عصبی هم باشیم. اما باید چه کار کنیم در این شرایط ؟

چکار کنیم وقتی حالمان خوب نیست ؟

اولین موضوع این است که بهتر است حال بد خودمان را کتمان نکنیم  مخصوصا مقابل نزدیکان و افراد صمیمی خانواده خودمان ، اگر حال بدی رو تجربه میکنیم بهتر است ماسک و نقاب حال خوب را نزنیم حتی زمانیکه سرکار میرویم به همکاران خود میتوانیم این پیش زمینه را بدهیم که امروز من یه مقدار حال خوبی ندارم و خواهش میکنم با من امروز شوخی نکیند. این مدل و سبک رفتاری بسیار بهتر است از اینکه ادا و نقش بازی کنیم یا بالا و پایین بپریم و هی به خودمان تلقین کنیم که حالم خوبه و حالم عالیه و…..

موضوع دوم این است که این حال بد را در خودمان هضم کنیم و مراقب باشیم ترکشها و گلوله های این حال بد گریبانگیر سایرین نشود سعی کنیم خویشتن دارباشیم و مراعات کنیم که دیگری را در این مقطع از خودمان نرنجانیم و این نیازمند یک مدیریت برخویشتن اساسی است.که بتوانیم احساسات و هیجانات خود در زمان بدحالی را کنترل کنیم.

فردی مطمئن و قابل اطمینان داشته باشیم که بتوانیم با او حرف بزنیم

بودن یک مربی قابل اعتماد یا یک راهنما و همراه که بتوانیم احساسات و حال بد خود را با او به اشتراک بگذاریم کمک میکند که ماقدری آرام شویم لازم نیست که حتما فرد مقابل کنار ما باشد ارسال پیام ، صحبت تلفنی میتواند ما را آرام سازد.

بعنوان صحبت پایانی در این مقاله قبول کنیم برخی از روزها حال ما خوب نیست و کار خاصی هم برایش نمیتوانیم انجام دهیم.شاید پذیرش همین نکته به ما کمک کند توقع خود را در حد مطلوب و مشخصی از خودمان پایین بیاوریم و دیگر آرزوی دست نیافتنی حال خوب مادام العمر را کنار بگذاریم.

ما انسانیم با تمام هیجانات ممکنی که تجربه میکنیم همانطور که شادی را تجربه میکنیم نیاز به غم هم داریم البته در جای خودش ، همانطور که خوشحالی و پیروزی را تجربه میکنیم نیاز به ناراحتی و شکست هم داریم که اینهم البته در جای خودش. اینکه فقط اصرار به حال خوب داشته باشیم و ملاک حال خوب ما فقط شادی و نشاط و انرژی مثبت باشد رفتن به یک دنیای ایده آلیست و غافل شدن از واقعیتها.

البته که شادی و نشاط حق ماست اما نه به قیمت فراموش کردن واقعیت و نادیده گرفتن دیگران و شرایط ،

روانشناس

 

 

اگر این مطلب برای شما مفید بود آن را بادوستانتان به اشتراک بگذارید

درباره نویسنده

آیتم های مشابه

6 دیدگاه

دیدگاه خود را ثبت کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *