آبان ۰۱, ۱۳۹۸

هیاهو و تبلیغات روی مثبت اندیشی ، درست یا نادرست ؟

هیاهو و تبلیغات روی مثبت اندیشی ، درست یا نادرست ؟

هیاهو و تبلیغات روی مثبت اندیشی ، درست یا نادرست ؟

زمانیکه مارتین سلیگمن نظریه خوش بینی آموخته شده را مطرح کرد ، در کتاب خودش با عنوان خوش بینی آموخته شده که در ایران با عنوان از بدبینی به خوش بینی هم ترجمه شده است مشخصا اعلام کرد که خوش بینی هیچ ارتباطی به گفتن ذکرها و تلقینات مثبت روزانه ندارد و قرار نیست که ما هر روز عبارتهای تاکیدی به خودمان بگوییم تا خوش بین شویم.

پیش از نظریه خوش بینی آموخته شده مارتین سلیگمن ، جنبش تفکر مثبت به مخاطبان خود اینگونه القا میکرد که با گفتن تلقینات و عبارات مثبت یا ذکرهای روزانه اتفاقات خوب در زندگی آنها رخ خواهد داد ، نمونه بارز این جمله کتاب روانشناسی تصویر ذهنی ماکسول مالتز بود که البته این کتاب مطالب خوبی هم دارد ، اما یکی از جملات بارز این کتاب این بود که شما هر روز با خودتان بگویید که  ” من هر روز از هر لحاظ بهتر و بهتر میشوم ” ، و گفتن این جمله و تلقین آن موثر است در حالیکه در واقعیت گفتن این گونه تلقینات صرفا یک احساس خوب موقت به همراه دارد و نه تاثیر بلندمدت و عمیق .

چیزی که اسم مثبت اندیشی در کشور ما رواج پیدا کرده و عمده ترویج و تبلیغ آن توسط سخنرانان انگیزشی یا مدرسین موفقیت به نوعی تبلیغ شده ، به گونه ایی این مثبت بودن و مثبت اندیشی را  در بین مردم رواج داده که افراد زیادی بعد از شنیدن این سخنرانیها و این پیام ها برداشتشان این است که داشتن هرگونه احساسات منفی ، احساسات ناخوشایند ، خشم ، غم ، احساس گناه و احساس شرم نوعی نقص و عیب روانی است ، انگار که مشکلی در آنهاست که نمیتوانند مثبت باشند یا غمگین هستند  ، در حالیکه اگر روانشناسی را از منظر علم بررسی کنیم داشتن طیف وسیعی از هیجانات مثبت و منفی مثل غم ، خشم ، شرم و حتی گناه در یک شخصیت متعادل ضروریست.

زمانیکه مباحثی مثل قانون جذب بعد از انتشار فیلم راز مطرح شد یکی از اصول اولیه این قانون که توسط مدرسین و آموزگاران آن مطرح میشد این بود که شما همیشه باید حس خوب داشته باشی و حس خوب باعث میشود که تو در ارتعاش و مدار خواسته های خود حرکت کنی و به سمت جذب خواسته خودت نزدیکتر شوی و ضرب آهنگ کائنات بر مبنای احساسات خوب توست و تو را در ارتعاش و مسیر خواسته ات همسو میکند این در حالیست که سلامت و تعادل روانی ما در تجربه طیفی از احساسات مثبت و منفی قرار دارد .

یکی از کمک هایی که روان درمانی و حتی خودشناسی به روش درست و اصولی به ما خواهد کرد تجربه طیف وسیعی از احساسات مثبت و احساسات ناخوشایند و منفی است ، به همین جهت روان درمانی به ما کمک میکند ظرفیت روانی خودمان را افزایش بدیم ، افزایش ظرفیت روانی در جهت تجربه احساسات منفی و ناخوشایند به ما کمک خواهد کرد تا تاب آوری داشته باشیم در مقابل این احساسات

واقعیت زندگی این است که هرگز زندگی گل و بلبل و مدینه فاضله ایی نیست که همیشه در آن فقط احساسات خوب و مثبت و شاد باشد ، بلکه مصائب و مشکلات و دردهای روانی و تجربه احساسات نامطلوب بخشی از واقعیت زیستن در این جهان پر از مشکل و تنش است ، جهانی که در کنار اینهمه مشکلات قطعا زیبایی و شادیها و اتفاقات خوب هم در آن کم نیست و ما نیاز به تجربه تمام عیار زندگی داریم که همه احساسات را لمس کنیم و حس کنیم و این به شرطی ممکن است که ما واقعا زندگی کنیم و در بطن زندگی باشیم ، نه اینکه در کنجی عزلت گزینیم .

مثبت اندیشی کتابی هست تحت عنوان Rethinking positive thinking یعنی بازنگری در تفکر مثبت نوشته خانم گابریل اوتنیگن استاد روانشناسی دانشگاه هامبورگ آلمان ، کتابی که با دلایل علمی نشان داده مباحثی که تحت عنوان تفکر مثبت در سخنرانی های انگیزشی و موفقیت به مردم القا میشود  بیشتر از اینکه مفید باشه مضر هست ، البته کتاب هنوز ترجمه نشده است و احتمالا سال آینده یکی از ناشرین خوب آن را ترجمه خواهد کرد ، من بواسطه یکی از دوستان که نسخه انگلیسی کتاب را تهیه کرده بود از محتوای کلی کتاب با خبر شدم.

.

اگر این مطلب برای شما مفید بود آن را بادوستانتان به اشتراک بگذارید

درباره نویسنده

آیتم های مشابه

2 دیدگاه

  1. آیلین

    قانون جذب که دروغه یعنی ما هرچی فکر کنیم همون میشه من تو فکرم خواستم خیلیا بمیرن مردن هیچ وقت حوادث ربطی به فکر من نداشت

    پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *