هدف خود را مینویسیم ولی به آن نمیرسیم ؟ (بخش سوم)

هدف خود را مینویسیم ولی به آن نمیرسیم ؟ (بخش سوم)

هدف خود را مینویسیم ولی به آن نمیرسیم ؟ (بخش سوم)

هدف خود را مینویسیم ولی به آن نمیرسیم .در دو مقاله قبلی با عنوان چرا به اهداف نمیرسیم . ( بخش اول ) و ( بخش دوم) به این موضوع پرداختیم که چرا هدفگذاری میکنیم اما برای اهدافمان کاری صورت نمیدهیم. در این مقاله بعنوان بخش پایانی به دلایل دیگر این موضوع میپردازیم.

میخواهیم شاگرد اول همان کلاس اول باقی بمانیم.

بسیاری از ما هدفگذاری میکنیم ولی با اینکه از درون میل به رشد و پیشرفت داریم اما درعمل دوست داریم شاگرد اول همان کلاس اول باقی بمانیم. ماندن در همان شرایط قبلی و خو کردن به همان وضعیت عملا مانع رشد ما خواهد شد. مانند کارمندی که مدتهاست به فکر ارتقا شغلش هست اما در عمل ماندن در همان وضعیت و رتبه را بیشتر ترجیح میدهد. پزشکی که در شهر خودش سرآمد است اما هرگز حاضر نیست شرایط جدید و پیشرفتهای جدید کاریش را بیاموزد. رفتن به یک شرایط و دنیای جدید در حیطه کاری خودمان چالشی است که مطمئنا از ما یک انسان تازه ایی خواهد ساخت. بسیاری از ما با وجود اینکه میخواهیم شرایط جدید را تجربه کنیم و با تجربه این وضعیت رشد وپیشرفت کنیم اما ماندن در همان وضعیت قبل و گرفتن نمرات عالی در همان شرایط و تشویق و پاداشهای آن را بر پاگذاشتن به وضع جدید ترجیح میدهیم. مانند دانش آموزی که در سال اول معدلش ۲۰ شده و چون همیشه دوست دارد معدلش ۲۰ بماند ترجیح میدهد همان کلاس اول را تکرار کند.

هدف

در شروع کار و اجرایی کردن هدف ، خودمان را با بهترین همان کار مقایسه میکنیم.

وقتی میخواهیم کارجدیدی را شروع کنیم یکی از دامها و تله ها مقایسه خودمان با بهترین افراد همان حیطه و حوزه کاریست. معمولا وقتی در این دام میفتیم در نهایت دچار حس خودکم بینی و احساس حقارت در برابر آن افراد میشویم و با سرخوردگی کار را آغاز نمیکنیم. در حالیکه واقعیت موضوع این است که تمام افراد بزرگ و مشهور همان حوزه کاری اوایل کارشان ناشناخته و گمنام بوده اند اما چالش روبرو شدن با سختیها و شرایط دشوار هدف خود را داشته اند.همه ابتدای راهشان ناشناخته اند اما این استمرار و سختکوشی و پیوستگی است که عامل ماندگاری یک فرد در حوزه کاریش خواهد شد..همیشه مقایسه خودمان با بهترین افراد همان کار نتیجه ایی جز سرخوردگی ندارد.

هدف

احساس خودکم بینی ، کم ارزشی و کمبود عزت نفس در پیگیری هدف

بسیاری از ما با وجود توانمندی و دانش کافی و مناسب و مهارت خوب در یک حیطه کاری به دلیل کمبود عزت نفس و احساس خودکم بینی و عدم خودباوری پا به عرصه چالشها و اهداف اصلی زندگی خود نمیگذاریم.

خودباوری و عزت نفس مناسب به ما یادآوری میکند که خودمان و توانمندیهایمان را در حد واقع بینانه ببینیم.

اگر من توانم در یک حیطه کاری مثلا ٧٠ درصد است یا نمره من از بیست ١۶ ، پس واقع بینانه این است که من خودم را در این حد ببینم ، نه بیشتر و نه کمتر

أما بسیاری از افراد با وجود همچین توانمندی و نمراتی خود را دستکم میگیرند و پایین تر از آن چیزی که هستند.

خودکم بینی و احساس بی ارزشی جز یکی از بزرگترین و مشکل سازترین طرحواره های افراد مختلف در هر جامعه ایست که عمدتا به اتفاقات بد دوران گذشته یا تربیت نه چندان مطلوب دوران کودکی باز میگردد که حس خودباوری ، دوست داشتنی بودن ، لیاقت داشتن و پذیرش توانمندیها و قبول چالش و تلاش برای اهداف را از انسان در بزرگسالی خواهد گرفت.

اما خبر خوب این است که این مشکل با افزایش عزت نفس به مرور زمان قابل بهبود است.پیشنهاد میکنیم مقاله عزت نفس را حتما مطالعه نمایید.

هدف

کمالگرا هستیم و میخواهیم برای شروع یک هدف همه چیز مهیا باشد.

کمالگرایی یکی از بزرگترین آفتهای شروع یک کار است. این تفکر که همه چیز باید کامل و مهیا باشد و بعد کار را شروع کنیم باعث میشود بسیاری از فرصتهای رشد و پیشرفت را از دست بدهیم. درباره کمالگرایی مقالات زیادی در این سایت وجود دارد و یک دوره رایگان رهایی از کمالگرایی از هم درسایت جهت دانلود موجود است. اما مهمترین گام در جایگزین کردن کمالگرایی این است که به جای کمالگرایی ، پیشرفت گرایی را جایگزین نماییم. یعنی با خودمان عهد ببندیم که تحت هر شرایطی کار را صورت دهیم و کار را آهسته آهسته بهبود دهیم. 

هدف

 

در نوشتن هدف برآوردهای بیش از حد از توان و شرایطمان داریم.

یکی از بزرگترین اشتباهات ما در زمان نوشتن هدف و هدفگذاری این است که شور و شوق زیادی در نوشتن هدفها داریم به همین جهت با اعتماد به نفس بیش از حد ، یک برآورد و تخمین اشتباه از توانمندی خودمان و زمان لازم برای رسیدن به هدف داریم و زمانیکه انگیزه بیش از حد و هیجانات ما فروکش کرد متوجه میشویم که این هدف در توان ما نیست یا برای رسیدن به آن ارزیابی دقیق و درستی نداشته ایم و به همین دلیل نسبت به پیگیری آن دلسرد میشویم.

هدف

بیرون گودنشین ایرادگیر هستیم

برخی از ما با اینکه اهداف خود را داریم به دلیل اینکه دائما در حال مقایسه خود با دیگران هستیم یا اینکه فقط فکر پیشرفت از دیگران در سر داریم نه رشد و پیشرفت نسبت به خودمان ، فقط نظاره گر دیگران هستیم و بلدیم از آنها ایراد بگیریم. اصطلاحا اینگونه افراد را بیرون گودنشینان ایرادگیر مینامند که فقط خوب دیگران را قضاوت میکنند اما کار خاصی برای خودشان صورت نمیدهند و بجای اینکه برروی هدفگذاری خود تمرکز نمایند روی حرکت کردن دیگران نظارت میکنند.

هدف

تاییدطلبی و ترس از قضاوت دیگران در اجرای هدف

یکی دیگر از مشکلات تاییدطلبی و ترس از قضاوت دیگران است. این تصور که همه باید من را تایید کنند باعث میشود که برای هدفمان کاری صورت ندهیم. زیاد افرادی را میبینم که میخواهند کاری صورت دهند اما چون مدرک تخصصی آن رشته را ندارند بخاطر ترس از قضاوت دیگران اقدامی صورت نمیدهند واستدلال این افراد این است که من مدرک آن کار را ندارم. در حالیکه در واقعیت وقتی بررسی کنیم شروع و استارت زدن آن کار نیاز به مدرک تخصصی ندارد ولی این افراد از ترس قضاوت و انتقاد دیگران کار را شروع نمیکنند که شاید دیگران آنها را متهم کنند که این فرد مدرک آن کار را ندارد.در نهایت ما باید کار درست و مناسب که به منفعت دیگران و جامعه است را صورت بدهیم و قطعا عده ایی هم هستید که در راه این هدف ما را تایید نکنند.

تنبلی و اهمالکاری و نداشتن انضباط در اجرای هدفگذاری

اگر انضباط و ریل دقیقی برای رسیدن به اهداف خود نداشته باشید قطعا شکست خواهید خورد. مدیریت و انضباط شخصی مهمترین رکن اجرایی کردن هدفگذاری و رسیدن به موفقیت است. بسیاری فقط به دلیل اهمالکاری و تنبلی و نداشتن نظم شخصی ، یا هدفی را شروع نمیکنند یا اهداف خود را نیمه تمام رها میسازند. اصطلاحا شروع کننده های خوبی هستند اما تمام کننده کار نیستند.

هدف

 

 

عزت نفس

اگر این مطلب برای شما مفید بود آن را بادوستانتان به اشتراک بگذارید

درباره نویسنده

آیتم های مشابه

دیدگاه خود را ثبت کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *