آبان ۰۱, ۱۳۹۸

نقش احساسات منفی در روابط ما با دیگران

نقش احساسات منفی در روابط ما با دیگران

نقش احساسات منفی در روابط ما با دیگران

جمله معروفی را از یکی از اساتیدم آموختم با این عنوان که ” حقیقت نشت میکند ” احتمالا برای شما هم پیش آمده که با فردی برخورد داشتید و حس کردید فرد با وجود ظاهر شیک و مناسبی که دارد به دل شما ننشسته است و احساس خوبی از معاشرت با آن فرد حس نمیکنید یا فردی بوده که حس کرده اید فرد سیاستمداریست یا فرد ساده و معمولی است و ….. این احساساتی است که ما در روابطمان نسبت به دیگران تجربه مینماییم. اینکه آیا این احساسات درست است یا نه یک بحث است اما اینکه آیا حاضریم این احساس را ببینیم و بپذیریم که این بخشی از واقعیت زندگی ماست بحث دیگریست که موضوع اصلی این مقاله است.

خاطره شخصی خودم از احساسات منفی ؟

خاطرم هست دوسال پیش بود که دریک دوره آموزشی شرکت کردم این دوره در شمال برگزار میشد و من بهمراه عده ایی از دوستان و شرکت کنندگان دوره در اقامتگاه آن مکان آموزشی در یک اتاق چهارنفره حضور داشتیم فردی در بین ما بود که دقیقا احساس ناخوشایندی در من ایجاد میکرد حس میکردم فردی ناصادق با ادا وتواضع و احترامهای ظاهری که درواقعیت از درون او نشات نمیگیرد در بین ماست و من این حس را با خودم حمل میکردم. روز آخر این دوره آموزشی صحبت شد در مورد این دوست عزیز با یکی دونفر از افرادی که او را دقیق میشناختند و دقیقا آن دوستان همین تعابیر رابه کار بردند که ایشان فردی متظاهر و دوروست و ما هم از روز اول از طرز برخورد او متوجه این احساسات در درون خود شدیم.( هرچند که شاید بگویید کار شما اشتباه است که غیبت کردید و من هم میپذیرم که کارما در غیبت کردن اشتباه بود )

احساسات منفی که تجربه میکنیم چیست ؟

میخواهم اینجا تفکیکی را بین احساسات بیرونی و احساسات درونی خودمان برای شما قائل شوم ما احساساتی را تجربه میکنیم که نمود بیرونی برای خودش دارد مثلا احساس غم و ناراحتی ، احساس شادی و نشاط ، احساس ترس و اضطراب واحساس خشم و عصبانیت . تمام این احساسات میتواند نمودهای ظاهری و بیرونی داشته باشد اما احساساتی دیگر نیز هستند که نمود بیرونی ندارند و ما از درون آنها را درک میکنیم درحالیکه شاید دیگران از ظاهر ما متوجه آن نشوند مانند حس شرم و خجالت ، احساس خودکم بینی وحقارت ، احساس حسادت و بدبینی یا حتی احساسات منفی که نسبت به یک فرد در ما پدیدار میشود. همه اینها احساسات درونی ماست که دقیقا درموضوع خودشناسی ما به سراغ آنها میرویم.

نقد تفکر افراطی مثبت گرایی ( انکار افکار منفی )

اینجا بدنیست که نقدی هم به تفکر مثبت گرایی و مثبت اندیشی افراطی که در کشور ما زیاد تبلیغ میشود بیاندازیم که این مدل تبلیغات پرهیاهو از مثبت گرایی و مثبت اندیشی هرگز قائل به این برداشت نیست که ما بعنوان انسان احساسات منفی هم تجربه میکنیم و زیاد هم تجربه میکنیم و چون ما زیر بمباران این امواج اطلاعاتی مثبت هستیم باورمان این است که ناراحت شدن خشمگین شدن و بهم ریختگی و داشتن احساسات منفی یعنی اینکه من مشکلی دارم چون همیشه به من القا شده که تو باید شاد باشی مثبت باشی همیشه حالت خوب باشد پس حالا که اینگونه نیستم من مشکل دارم و بقیه که شادهستند حالشان خوب است.

احساسات منفی در روابط ما چگونه عمل میکنند ؟

احساسات منفی که ما در روابطمان با دیگران تجربه میکنیم بر ادامه ارتباطات ما تاثیرخواهد گذاشت. حس منفی که من نسبت به دوست ، همسر ، همکار و…. دارم نگرش من را نسبت به او تغییر میدهد معمولا ما ذهن ما انسانها از قاعده تعمیم استفاده میکند یک ویژگی مثبت یا منفی فردی را به تمام وجوه شخصیت و رفتارش تعمیم میدهد و این تعمیم دادن باعث میشود که طرز رفتار من با او متفاوت باشد تا زمانیکه من حس مثبتی داشته باشم.

با احساسات منفی درونی چه برخوردی داشته باشیم ؟

اجازه بدهید مثالهایی برای شما بزنم :

فرض کنید که من همسری دارم که مدتهاست نسبت به من و روابط من مشکوک شده و تغییرات عمده ایی در رفتارهای من مشاهده میکند و حس کرده که من با فرد دیگری در ارتباط هستم. به نظر شما همسر من چه رفتاری راباید صورت دهد. بزرگترین اشتباه ممکن این است که احساسات درونش را سرکوب و انکار کند یا نادیده بگیرد یا خود فریبی نماید و بگوید من اشتباه میکنم و اصلا اینگونه نیست و ….. درحالیکه این احساسات مثل خوره تمام روز و شب در جان او افتاده است. یا حتی مثال دیگری برای شما بزنم من یک مردی هستم که ازدواج کرده ام اما از منشی دفترم خوشم آمده است. اینکه احساس گناه بگیرم یا باز در حالت انکار و خود فریبی قرار بگیرم بزرگترین اشتباه ممکن است پس بهتر است که سعی کنم این احساس خودم را ببینم و لمس کنم نه اینکه انکار یا فرار کنم

آیا احساسات منفی ما باید منجر به عمل خاصی گردد ؟

این سوال ، سوال مهمی است ما هرگز نمیتوانیم احساسات منفی مان را دلیلی بر این بدانیم که کاری صورت دهیم در واقع احساسات ما مجوزی برای انجام عملی علیه شخص مقابل نخواهد بود اما میتوانیم احساساتمان را اگر شرایط مهیاست در قالب درست و سنجیده بیان کنیم. تمام هنر ما این است که تلاش کنیم اول از همه احساساتمان راببینیم و با تمام وجود درک کنیم و دلیل تراشی نکنیم و در مرحله بعد اگر امکانش هست و شرایط به ما اجازه میدهد این احساسات را بیان کنیم.

برای دیدن احساساتمان چه کار کنیم ؟

در پایان مقاله اگر بخواهم دو راهکار عملی به شما نشان بدهم از شما میخواهم روی یک کاغذ فهرستی از احساسات منفی و حتی مثبتی که نسبت به اطرافیان خود تجربه میکنید بنویسید فعلا فقط دیدن احساسات شما مهم است هرگز برای این احساسات دلیل تراشی یا توجیه و بهانه نیاورید و هرگز انکار هم نکنید.

 یکی از بزرگترین تمرینات برای دیدن احساسات درونی خود این است که هرشب ۱۵ تا ۲۰ دقیقه با خودمان خلوت کنیم و سکوت کنیم و دقیقا به احساسات درونمان توجه کنیم و فقط آنها را ببنیم. این تمرین را جدی بگیرید و چند شب انجامش دهید تا تاثیر آن را بر زندگیتان شاهد باشید. فقط کافیست یک هفته این تمرین را به صورت منظم و پیوسته انجام دهید تا تاثیر آن را بر زندگی خود شاهد باشید. در مقاله های بعدی راهکارهایی برای بیان احساسات منفی به شما عزیزان ارائه خواهد شد.

 

 

اگر این مطلب برای شما مفید بود آن را بادوستانتان به اشتراک بگذارید

درباره نویسنده

آیتم های مشابه

دیدگاه خود را ثبت کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *