آبان ۰۱, ۱۳۹۸

تلاش فرسایشی ، جایی که زورمان نمی رسد

تلاش فرسایشی ، جایی که زورمان نمی رسد

تلاش فرسایشی ، جایی که زورمان نمی رسد

به قول دکتر ولی الله رمضانی روانشناس خوب کشورمان :

توانستن بر دو‌ قسم است ، آنجایی که میتوانیم و جایی که پذیرفتیم نمیتوانیم.

پذیرش نتوانستن هم خودش توانستن است.

شاید برخی کارها را الان نتوانیم انجام دهیم و تلاش کنیم برای یادگیری و شاید برخی کارها را کلا باید بیخیال شویم و در یک چرخه تلاش فرساینده و عصبی برای اثبات توانستن خود قرار نگیریم.

هیچ اشکالی ندارد محدودیت های درست  و واقع بینانه خود را بپذیریم ،

هیچ اشکالی ندارد که قبول کنیم ما ضعیفیم و گاهی ناتوان.

هیچ اشکالی ندارد که گاهی اعتراف کنیم به ضعف و ناتوانی و آسیب پذیری خود.

.

.

یک دختر یا پسر ۲۵ ساله زمان و فرصت بسیار بیشتری برای ورزش و تندرستی و زیبایی اندام و تجربه زندگی و کسب و کار دارد تا یک مرد یا زن ۵۰ ساله که خانواده دارد و فرزندان و کلی مشغله های کاری و اجتماعی و خانوادگی دیگر

فرزندان یک خانواده ثروتمند بواسطه ثروت پدر و احتمال استفاده از آن شانس بیشتری برای تحصیل در یک دانشگاه ( پولی و نه بورسیه ) خارج از کشور دارند که تا کسی پدرش درآمد معمولی و متوسطی دارد .

مادری که به تازگی فرزند خود را به دنیا آورده با زنی که به تازگی ازدواج کرده فرصت و زمان برابری برای درس و ادامه تحصیل ندارند او حتما محدودیت های خودش را دارد

پسری که بخاطر بیماری یا سالخوردگی پدر و مادر مجبور است بخشی از وقت یا هزینه خود را صرف والدینش کند با پسری که پدر و مادر سالم و تندرستی دارد از نظر زمان و فرصت تفریح و مسافرت و رشدهای کاری و تحصیلی موقعیت متفاوتی دارد.

در تک تک مثالهای بالا یک نکته به چشم میخورد و آن نکته این است : ” واقعیت و محدودیت

ما بواسطه زندگی در این جهان با واقعیتهایی روبرو هستیم ، واقعیتهایی که برای ما ایجاد محدودیت میکنند ، واقعیتهایی که در اختیار ما نبوده ، در حوزه نفوذ و تاثیر ما نبوده و گاهی اتفاقاتی در زندگی رخ میدهد که از حوزه اختیار ما خارج است و محدودیتهایی برایمان رقم میزند که هیچ سهمی در شکل گیری آنها نداریم.

گاهی تلاشهای فرساینده برای اثبات خود به دیگران ، برگرفته از احساس خودکم بینی ، خودانتقادگری و خودسرزنشگری ماست که حاضر نبودیم محدودیت های واقع بینانه زندگیمان را بپذیریم و در دام مقایسه افراطی خود با دیگران چنان حس کمبود و سرزنش و انتقاد به ما دست داده که در چرخه تلاش عصبی برای نمایش خود و اثبات خود به دیگران اسیر شدیم ، تلاشی که جز خستگی چیزی به بار نمیاورد.

.

.
من شخصا معتقدم در دام این هجمه پیامهای  صنعت موفقیت نیافتیم که دنبال سوپرمن شدن ماست ، سوپرمن هایی با جنبه هایی عمیق از روحیه خودشیفتگی ، پیامهایی برای ترویج یک کمالگرایی وحشتناک ، نمایش یک انسان کامل بدون نقص ، یک ابر انسان قوی و بدون ضعف که هر چه اراده کند برای او انگار خواستن توانستن است ، انگار که هیچ ضعف و محدودیتی در این جهان نیست .

اما باور کنید یا نکنید ، خواستن همیشه توانستن نیست ، این جمله را آنهایی به من و شما می گویند که از نشان دادن باغ سبزهای شیرین به دیگران ارتزاق میکنند ، آنهایی که جز سخنوریهایی بی حساب و کتاب ، ترویج و تزریق روحیه خاص بودن به دیگران و تزریق اعتماد به نفس مرضی به مردم ، صحبت و حرف دیگری ندارند و ما دروغ را دوست داریم که دل به صحبتهای این سخنواران جادوگر میسپاریم و به آنها بابت این دروغهای شیرین پول می دهیم.

ما انسانیم ، هم توانمندی داریم ، هم ناتوانی ، هم نقاط قوت داریم و هم نقاط ضعف، هم فرصت و امکانات و هم تهدید و محدودیت ، هم قدرت داریم و هم عدم قدرت ، هم قوی هستیم و هم ضعیف ، انسان یعنی همه اینها ، بخشی از انسان بودن به آسیب پذیری ، ضعفها و نواقص ماست که ما را انسان میکند ، دوران سوپرمن ها سپری شده ، قدری انسان بودنمان را زندگی کنیم.
.

.
سرخوردگی ، حاصل تلاش فرساینده و عصبی در جایی است که شاید جای درست ما نباشد و ما در دام اثبات قدرت خود به دیگران در این تله اسیر شدیم ، اسارت فردی که نمیخواهد دیگران شکستها ، ضعفها و ناتوانی او را ببیند چون نمیخواهد انسان دیده شود ، چون به او القا شده ارزشمندی تو در گرو سوپرمن و قوی بودن توست.

.

محدودیت

.

اگر این مطلب برای شما مفید بود آن را بادوستانتان به اشتراک بگذارید

درباره نویسنده

آیتم های مشابه

1 دیدگاه

دیدگاه خود را ثبت کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *