اردیبهشت ۰۱, ۱۳۹۷

فرآیند تغییر و هفت پیشفرض مهم از زبان جفری یانگ

فرآیند تغییر و هفت پیشفرض مهم از زبان جفری یانگ

فرآیند تغییر و هفت پیشفرض مهم از زبان جفری یانگ 

جفری یانگ خالق نظریه طرحواره درمانی یا تله های شخصیتی اعتقاد دارد که فرآیند تغییر بیش از آنچه که ما فکر میکنیم سخت و دشوار است. او به نکته بسیار مهمی اشاره میکند که فرآیند تغییر بسیار سخت و طاقت فرساست. تغییر فرآیندیست نامنظم و مراجعین و بیماران همیشه به ما میگویند که فرآیند تغییر مثل این است که یک گام به جلو برداری و دو گام به عقب بازگردی و راه تغییر راهیست پر از موانع و سنگ اندازهای زیاد.

جفری یانگ در موضوع تغییر یک رویکردی با هفت پیشفرض را پیشنهاد میدهد و اعتقاد دارد که اگر در فرآیند تغییر این هفت پیشفرض را رعایت کنیم این فرآیند دشوار و طاقت فرسا آسان تر خواهد شد.

فرآیند تغییر

فرض اول فرآیند تغییر

همه ما در ذهن خود بخشی داریم که طالب رضایت و شادیست ، و این بخش از وجود ما که میتواند به خودشکوفایی شخصیت کمک کند سالهاست که زیر بار غفلت ها ، اطاعت ها ، ایثارگری ها از توان افتاده و در فرآیند تغییر باید به احیای این بخش بپردازیم.

فرآیند تغییر

فرض دوم

انسانها چندین نیاز اولیه دارند که درصورت ارضای این نیازها ، شادکامیشان افزایش خواهد یافت.

  1. نیاز به ارتباط سالم
  2. نیاز به خودمختاری
  3. نیاز به ارزشمندی
  4. نیاز به کفایت و توانمندی
  5. نیاز به بیان هیجانات و خواسته ها
  6. نیاز به تفریح و سرگرمی
  7. نیاز به کمک دیگران
  8. نیاز به مهرورزی
  9. نیاز به پذیرش از سوی همسالان
  10. نیاز به پذیرش از سوی والدین و خانواده

سومین فرض فرآیند تغییر

مفروضه سوم این است که افراد با روشهای متفاوت میتوانند تغییر کنند، جفری یانگ اعتقاد دارد که اگرچه تغییر الگوهای فکری یا شناختی و رفتاری و هیجانی ما کاریست بسیار دشوار ، و خلق و خوهای شکل گرفته از ساختار خانواده ، تغییر را مشکل میسازد اما با همه این شرایط تغییر غیر ممکن نیست.

هرچقدر تجارب دردناکتر و ناخوشایندتری تجربه کرده باشید به تلاش و سختکوشی بیشتری برای تغییر تله های زندگی نیاز دارید.

 

بیشتر بخوانید...  ازدواج و شخصیت _ آیا ازدواج باعث تغییر شخصیت ما میشود ؟

پیشفرض چهارم

در وجود ما گرایش فراوانی به مقامت و مانع تراشی در برابر تغییر وجود دارد ،اکثر ما طبق الگوهای فکری ، رفتاری و هیجانی شکل گرفته و عادتی شده عمل میکنیم ، این الگوها به قدری تکرار شده اند و غبار عادت به خود گرفته اند که محال است بدون تلاش مداوم و منظم و هماهنگ تغییر امکان پذیر باشد.

فرض پنجم

انسانها تمایل زیادی به درد گریزی دارند ، ما از روبرو شدن با موقعیتهای دردناک و ناخوشایندی که که حتی عاقبت خوبی هم برایمان دارد دوری میکنیم ، تمایل به فرار از درد یکی از موانع اصلی فرآیند تغییر است ، یکی از راه های برون یافت از تله های زندگی روبه رو شدن با خاطراتیست که احساساتی همچوی غم ، خشم ، اضطراب ، گناه و شرمساری را در ما زنده میکند ، باید با موقعیتهایی روبرو شویم که تا به حال اکثرا از آنها اجتناب میکرده ایم چون از شکست ، طرد شدن یا تحقیر شدن میترسیم. برای تغییر هیچ راهی نداریم مگر اینکه با هیجانهای دردناک روبرو گردیم.

پیشفرض ششم

یک تکنیک یا روش یا نظریه درمانی یا استفاده متعصبانه از یک روش درمانی نمیتواند برای تغییر کافی باشد موثرترین روشهای درمان آنهایی هستند که از تکنیکهای متفاوت در قالب چارچوبی منسجم و یکپارچه استفاده میکنند.

فرض هفتم

برای تغییر نیازمند چشم انداز فردی هستیم ، رهایی از تله های برای کسب رضایت از زندگی کافی نیست ، هرکدام از ما باید مشخص کنیم که از خود و از زندگی خود چه میخواهیم ، قبل از درگیر شدن در فرآیند تغییر داشتن این نگرش مهم است. اینکه به اهداف و چشم اندازه آینده خود فکر کنیم که به کجا قرار است برسیم.

( مطالب این نوشته از کتاب زندگی خود را دوباره بیافرینید برداشت شده است )

روانشناس

تغییر

اگر این مطلب برای شما مفید بود آن را بادوستانتان به اشتراک بگذارید

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کد امنیتی *