شاید برخی از مسائل زندگی باب میل ما نباشد اما نسبت به آنها مسئولیت داریم

شاید برخی از مسائل زندگی باب میل ما نباشد اما نسبت به آنها مسئولیت داریم

شاید برخی از مسائل زندگی باب میل ما نباشد اما نسبت به آنها مسئولیت داریم

زندگی همیشه باب میل ما نیست ، این نظر و اعتقاد شخصی من است و شاید شما با آن مخالف باشید ، من به زندگی رویایی ووعده های بهشت گونه مباحث موفقیت و انگیزشی چندان معتقد نیستم و بیشتر زندگی در دنیای واقعیت را انتخاب میکنم زمانیکه واقعیتها را انتخاب میکنیم ، خوشیها و ناخوشیها در کنار هم معنا میابد و دیده میشود و ما مجبوریم ناخوشیهای زندگی را هم گاهی اوقات ببینیم و احساس کنیم ، گاهی جبر زندگیست که به ما فشار وارد میکند و ما چاره ایی جز پذیرش آن نداریم ، شاید خودمان بیمار شویم ، تصادف کنیم ، دچار مشکلات و بحران های اقتصادی گردیم ، از کودکی با نقص عضوی به دنیا آمده باشیم ، دوسال از ازدواجمان گذشته و همسرمان به بیماری سختی در جوانی مبتلا شده ، مادری بیمار یا پدری زمین گیر داریم واین موضوع فشار زیادی به ما وارد میکند ، آزادی سابق را نخواهیم داشت ، باید بخشی از وقت و انرژی خود را به این موضوع اختصاص دهیم ، حس خوبی نخواهیم داشت اما باید مسئولیت این فشار را تحمل کنیم.

این طبیعی است که برخی از روزها عصبی شویم ، برخی از روزها بهم ریختگی داشته باشیم ، روزهایی میرسد که به خدا و زمین و زمان ناله کنیم و شکایت بورزیم و روزهایی هم آرزو میکنیم که ایکاش این ایام زودتر تمام شود. همه اینها طبیعی است و فشار مسئله منجر به تولید این نجواهای درونی ما خواهد شد ، نجواهایی که شاید بتوانیم با صمیمی ترین انسانهای زندگیمان که با آنها فقط خود واقعیمان را زندگی میکنیم نشان دهیم و ابراز کنیم.

حال بد

اما اینها واقعیتهای زندگی ما هستند ، واقعیت همیشه واقعیت است و فرار از واقعیت ، خود را به ندیدن زدن ، بی تفاوتی و انکار آن به مراتب وضعیت را بدتر و احساس ما را نسبت به خودمان بد میکند ، این وقایع ناخوشایندیهای زندگی ماست ، اتفاقاتی است که باب میل ما نیست اما نسبت به اینها مسئولیت داریم و باید پای آنها بایستیم ، باید قبول کنیم در زندگی واقعی این روزها بخشی از واقعیت زندگیست ، کسی وعده گاه یک زندگی رویایی و بهشت گونه را به ما نداده است و زندگی درواقعیت مجموعه ایی از بالا و پایین شدنهاست ، گاهی جز پذیرش راهی نیست و گاهی باید در مقابل مشکل سر تسلیم فرود آورد تا زمانش بگذرد ، جنگیدن بیشتر با بعضی از واقعیتهایی که نیاز به گذشت زمان دارد ما را به خشم و فرسایش سوق میدهد اما پذیرش واقعیت و انعطاف در برابر آن درد و فشار را تا حدی کمتر میکند ، در این تنگناهای دشوار زندگی که شاید همه ما به نوعی تجربه کنیم یا در حال تجربه آن هستیم مسئولیت پذیری را انتخاب کنیم و قبول کنیم که ما نسبت به برخی از واقعیتهای ناخوشایند زندگی مسئولیم حتی اگر این واقعیت باب دل ما نباشد و انعطاف پذیر باشیم ، سخت بودن و خشک بودن در مقابل واقعیتی که در مقابل ماست فقط تنش ما را بیشتر و بیشتر میکند و دست آخر شفقت داشته باشیم ، باید کمک کنیم به افرادی که در روزهای سخت زندگی به کمک ما نیاز دارند.

اگر این مطلب برای شما مفید بود آن را بادوستانتان به اشتراک بگذارید

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *