دو سوال مهم در جهت شناخت بهتر خود

دو سوال مهم در جهت شناخت بهتر خود

دو سوال مهم در جهت شناخت بهتر خود

فارغ از جنبه های تبلیغاتی و انگیزشی که درباره شناخت بهتر خود ، شناخت توانمندیهایمان و شناخت علاقه های شخصی و استعدادهایمان مطرح میگردد ، پاسخ به دو سوال کلیدی به ما کمک زیادی خواهد کرد که خط و خطوط بهتری از شناخت خودمان بدست آوریم.

اولین سوال مهم در شناخت بهتر خود ، که یک سوال مطرح جهانی هم هست این است که اگر همه ثروت دنیا را به ما بدهند و ما از لحاظ مالی تا پایان عمرمان تامین باشیم دست به چه کاری خواهیم زد و چه کاری است که وارد آن خواهیم شد ؟

سوال دوم در شناخت بهتر خود این است که با انجام دادن چه کاری ، ما کمتر احساس خستگی و بی حوصلگی داریم و با تمام وجود و با شور و شوق فراوان به آن کار میپردازیم ؟ در زمان انجام آن کار همه حواس و تمرکز ما با انرژی فراوان معطوف به آن است و هرزمان درباره آن با دیگر صحبت میکنیم با تمام وجود و شور و اشتیاق با دیگران درباره اش صحبت میکنیم

 

شناخت بهتر خود

بعنوان مثال :

مثلا یک نفر به موسیقی یا آشپزی علاقه دارد وقتی دست به نواختن ساز میزند یا آشپزی میکند با تمام شور و شوق و اشیتاق خود دست به آن کار میزند و هر زمان از ریتم و سازها و نت و آهنگ موسیقی یا جزییات انواع خوراکیها با فردی دیگر صحبت میکند با تمام وجود و شوق و اشتیاق دوست دارد درباره این موضوع بحث کند و درباره این موضوع تحقیق کنید و زیر و بم آن را بدست آورد ؟ ( این دوسوال خیلی کمک کننده است در جهت یافتن شور و شوق درونی ما و علاقه مندی شخصی ما به یک حوزه کاری ) 

نکته مهم در شناخت توانمندیهای و علاقه شخصی و شناخت بهتر خود 

مهمترین نکته در شناخت بهتر خود این است که کاری که به آن علاقه داریم باید نیازی از سایرین برطرف کنید که ما درآن احساس رضایت داشته باشیم. یک آشپز با آشپزی خود هم لذت میبرد و هم نیاز دیگر انسانها را برآورده میسازد یک هنرمند نقاش هم خودش از کارش عشق میبرد و هم باعث لذت افرادی میگردد که نقاشیهای او را تهیه میکنند یا نقاشی خاصی به او سفارش میدهند.

نکته مهمتر درباره شناخت بهتر خود 

اگر شرایط مالی و اقتصادی مناسبی نداریم و حداقل نیازهای اقتصادی خود را نمیتوانیم برطرف کنیم صحبت از استعداد و توانمندی و علاقه شخصی بیشتر جنبه شعار و حرفهای انگیزشی دارد. 

ممکن است که شما پزشکی باشید که به تئاتر علاقه مندید و رویای شخصی شما این است که روزی هنرمندی در حوزه تئاتر شوید. تا زمانیکه پزشکی منبع اصلی درآمد شماست نمیتوانید به کار تئاتر روی آورید. منظور از این جمله این است که بعد از شناخت خود و توانمندیهایمان نباید شتاب زده و با جوگیر شدن سراغ آن حوزه برویم و همه پلهای پشت سر خود را خراب کنیم.

 

بیشتر بخوانید...  معرفی کتاب از شنبه ( راهنمای عملی رهایی از اهمالکاری )

شناخت بهتر خود

 

سحنرانی های انگیزشی با شعار اینکه پلهای پشت سرت را خراب کن!!!

این خراب کردن پلهای پشت سر بیشتر مربوط به کتابها و سخنرانیهای انگیزشی و  برخی از کتابهای موفقیت است که چندان با زندگی واقعی ماانسانها سرو کار ندارد. باید با تدبیر و عاقلانه پیش رفت.

مثلا همین پزشک میتواند ساعاتی از هفته خود را به کار هنری مورد علاقه اش اختصاص دهد تا روح و روانش شارژ شود نه اینکه به یکباره همه چیز را تعطیل کنید و همه مسئولیتهای کاری و خانوادگی و اجتماعی خودش را کنار بگذارد که من چون به هنر علاقه دارم پس باید بروم دنبال علاقه شخصیم !!!!

این حرکتها ، حرکتهایی شتاب زده و نسنجیده است که معمولا نتایجی جز سرخورده شدن ندارد. پس بهتراست که در پیگیری رویای شخصی خود در دنبال کردن توانایی ها و علاقه های شخصی موضوع اقتصاد و درآمد را نیز در نظر بگیریم.

 

بیشتر بخوانید...  نقاط قوت من چیست ؟ ( یادداشتی از پیتر دراکر ، پدر علم مدیریت )

شناخت بهتر خود

 

بیشتر سخنرانی های انگیزشی انسانها را تشویق میکند که کاری را که دوست ندارید رها کنید و همه پلهای پشت سرتان را خراب کنید و به دنبال کاری بروید که عاشق آن هستید. این جملات در دنیای واقعی با شرایط و مشکلات آن حرفهای قابل اجرا و پیاده سازی نیست و مسائل مالی بسیار مهم است پس شاید بهتر باشد پس از اینکه به توانمندیهای و علاقه های شخصی و کاری خود پی بردیم مدتی را صبر کنیم که کار جدید به درآمدزایی برسد و یا به استقلال مالی برسیم و بعد به سمت علاقه های شخصی خود حرکت کنیم. 

در دنیای واقعی و شرایط واقعی ما مجبوریم کارهایی را انجام دهیم که دوست نداریم و باید برای رسیدن به زمان مناسب برای انجام کارهای مورد علاقه صبر پیشه کنیم.

اگر این مطلب برای شما مفید بود آن را بادوستانتان به اشتراک بگذارید

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *