آبان ۰۱, ۱۳۹۸

توهم بدن شناگر ، چرا هاروارد نابغه ها را پرورش نمی دهد ؟

توهم بدن شناگر ، چرا هاروارد نابغه ها را پرورش نمی دهد ؟

توهم بدن شناگر ، چرا هاروارد نابغه ها را پرورش نمی دهد ؟

شناگران حرفه ایی به این خاطر که با شدت تمرین میکنند بدنشان زیبا نمیشود ، بلکه بخاطر اندام مناسبشان است که شناگران خوبی میشوند ، فرم کلی بدن آنها یکی از عوامل انتخابشان است ، مدلهای زن زیبا در تبلیغات صنعت آرایش شرکت میکنند ، خیلی ها گمان میکنند که این لوازم آرایشی باعث زیباتر شدن آنها شده اما در واقعیت مدلها جذاب به دنیا آمده اند و به این دلیل است که از آنها در تبلیغات استقاده میشود ، ما باید بین عوامل یک انتخاب و نتایج آن انتخاب تفکیک قائل شویم ، اگر ما عوامل انتخاب را با تتایج آن اشتباه بگیریم طعمه خطای فکری میشویم که به آن توهم بدن شناگر میگویند ، خطایی که نسیم نیکلاس طالب به آن اشاره میکند ، هاروارد بعنوان یکی از برترین دانشگاه های برتر جهان ، شاید نخبه ترین دانشجویان ممکن را جذب میکند. در نتیجه هر وقت ترغیب شدی در راه برخی چیزها کوشش کنی ، حواست را جمع کن ، از شکم شش تکه و ظاهر آراسته و درآمد بالا گرفته تا عمر طولانی و یک رفتار بخصوص و حتی شادتر زیستن ، شاید در دام توهم بدن شناگر افتاده باشی ، قبل از اینکه کاری را شروع کنی به آیینه نگاه کن و درباره آن چیزی که میبینی با خودت صادق باش.

( توهم بدن شناگر برگرفته از کتاب هنر شفاف اندیشیدن ، رولف دوبلی )

.

.

توهم بدن شناگر ، برای تبدیل شدن به فردی که میخواهیم باید هزینه اش را پرداخت کنیم

توهم بدن شناگر این را به ما یادآوری میکند که داستان این نیست که ما نمی توانیم به کسی که میخواهیم تبدیل شویم ، داستان این است که با چه هزینه ایی میخواهیم به آن شخص آرمانی خودمان تبدیل شویم ، و اینکه حتما در این مسیر محدودیتهایی وجود دارد ، شما شخص را می بینید که شرکت بزرگی دارد با بیش از ۳۰۰ کارمند و درآمد چند ده میلیاردی ، پیش خودت میگویی که من میخواهم شبیه او شوم و آرزو میکنی که یک روز دقیقا در جایگاه مشابه او باشی ، روی صندلی در اتاق مدیریت در یک برج هفتاد طبقه با نمایی به سطح شهر ، آرزو داشتن حق ما انسانهاست ، همه ما باید رویا داشته باشیم ، احتمالا شاید شما بتوانید شبیه او شوید یا حتی موفقتر و ثروتمندتر از او هم شوید ، اما باید هزینه های روانی و مالی  و ارتباطی که آن شخص برای رسیدن به این جایگاه در زندگیش پرداخته را هم پرداخت کنی.

.

البته که در کنار پرداخت هزینه ها باید به این نکته هم توجه کنی که شاید اصلا او ارزشهایش با شما زمین تا آسمان فرق داشته باشد ، برای او اولویت اول و آخر کار و موفقیت کاری ملاک است و برای شما اولویت اول سعادت و رضایت و بودن در کنار خانواده و یک زندگی آرام ، تازه بماند که حتما ویژگیهای شخصیتی ، تیپ شخصیت ، تاریخچه روانی و شرایط محیط و شهر او و البته مهمتر از اینها شرایط خانوادگی او با شما متفاوت بوده و هست ، او در شهری زندگی میکرده که پتانسیل رشد و پیشی گرفتن در بازار و مارکت بسیار بهتر از شهر شماست ، او پدری داشته که از لحاظ موقعیت اجتماعی و مالی همه جوره پسرش را حمایت کرده ، او در خانواده گرفتاری شخصی یا عضو بیمار یا معلول نداشته و شما نگاه میکنی که در خانواده تان یک پدر بیمار داری که بخشی از مسئولیتهای مراقبت و حمایت از پدر بر عهده شماست.

.

.

اینجاست که به ناگهان میبینی که کسی را الگوی خودت قرار دادی که او دقیقا در مسیر درست خودش مطابقبا ارزشهاش و اصولش و ساختار شخصیت و در یک محیط مناسب تلاش و حرکت میکند ولی شرایط تو دقیقا عکس و خلاف اوست .

استعدادی که داری ، تیپ شخصیت ، ویژگیهای شخصیتی و حتی محیط و شرایط خانوادگی تو متفاوت است و شما فقط به صرف اینکه من تلاش میکنم نسخه راه موفقیت و جایگاه او را کپی میکنی و  میخواهی به جایگاه او برسی ، شاید برسی ولی باید دید با چه هزینه ایی میرسی و باید قید چه چیزهایی ارزشمندی را در زندگیت بزنی ؟

الگو یا الهام گرفتن با کپی کردن از یک فرد متفاوت است 

الگو یا الهام گرفتن از یک شخص با کپی کردن نسخه و نقشه راه موفقیت او کاملا متفاوت است. موفقیت و شکست حاصل یک پارامتر و صرفا پارامتر تلاش نیست ، نه در موفقیت و نه در شکست ، چه در سطح فردی یا سطح سازمانی ، مجموعه ایی از پازلها در کنار هم قرار می گیرند و باعث میشوند که یک شخص یا سازمان شکست بخورد یا همان شخص یا سازمان موفق شوند ، تلاش شرط لازم برای رسیدن به یک موقعیت یا دستاورد و کسب موفقیت است که حتما باید باشد اما همه ماجرا فقط به تلاش نیست.

البته در باب این موضوع ، تام راث نویسنده کتاب نقاط قوت خود را پیدا کنید که بر مبنای مدل استعدادیاب کلیفتون این کتاب را نوشته است در کتاب خود یک جمله معروف را زیر سوال میبرد و آن این است که

”  اگر به اندازه کافی تلاش کنید میتوانید که به هر کسی که میخواهید تبدیل شوید “

تام راث این جمله را نقد میکند و با جمله دیگری اصلاح میکند :

” میگوید که شما نمی توانید به هر کسی که میخواهید تبدیل شوید ولی میتوانید در آن چیزهایی که توانایی ذاتی در آن دارید بسیار پیشرفت کنید ” 

این کتاب در ایران به اسم پنج نقطه قوت برتری خود را بشناسید ترجمه شده است

اشاره کتاب هنر شفاف اندیشیدن به تاثیر توانایی ذاتی و شرایط محیطی در موفقیت انسانهاست و اشاره تام راث به این است که ما هر کدام یک خصوصیات ذاتی و استعدادهای خاص خودمان را داریم ولی در آرزوی تبدیل شدن به یک نفر دیگر هستیم و راه را اشتباه میرویم و اگر به درستی نگاه کنیم  شخص دیگر دقیقا بر طبق ذات و استعداد خودش به پیش رفته و تلاش میکند . 

ما به عنوان انسان محدودیت داریم و باید متوجه این محدودیتهای خودمان هم باشیم

من به شخصه اعتقاد دارم که صحبت جفری یانگ مبدع طرحواره درمانی در پذیرش محدودیتهای واقع بینانه و سالم بعنوان یکی از نیازهای اساسی انسانی درست تر هست ، ما باید برخی از محدودیتهای خود رو قبول کنیم ، ما هم از لحاظ سنی و هم شرایط محیطی و ذات و شخصیت و هوش محدودیتهایی داریم ، شاید بشود کلی زمان صرف کرد و بر این محدودیتها غلبه کرد اما حساب کنید در این زندگی پرمشغله که ما خانواده داریم و شغل و کار و ارتباط و…… باید دید چه هزینه هایی را داریم پرداخت کنیم 

شاید من با هوش معمولی که دارم بتوانم بعد از چند سال تلاش در هاروارد قبول شوم ولی چه هزینه هایی در این چند سال پرداخت کرده ام ؟  از چه چیزهای گذشته ام ؟

و مگر زندگی فقط در قبولی در یک دانشگاه خاص خلاصه شده که همه چیز را در سن ۳۲ سالگی تعطیل کنم و  بخاطر آن تلاش کنم ؟

یا سراغ کاری بروم که سالها با تلاش و تمرین بخواهم تبدیل به چیزی بشوم که استعدادش را ندارم و هزینه هایی بیش از اندازه و حد معقول برای آن پرداخت کنم !!!

.

.

موضوع اصلی ، موضوع پرداخت هزینه است و زمان گذاشتن و محدودیت عمر و زمان و منابع ما ، والا اگر هزینه ایی و محدودیتی نبود همه چیز در دنیا شدنی بود.

مراقب باشیم در این تله یا دام هم نیافتیم

گاهی ما در این دام میافتیم که نقاط قوت دیگران را نسخه راه خود قرار میدهیم در حالیکه این نقاط قوت دقیقا نقاط ضعف ماست و جالب اینجاست که ما نقاط قوتی داریم که دقیقا این نقاط قوت نقاط ضعف همین افرادیست که ما حسرتشان را میخوریم ، اما خودمان نقاط قوتمان را نادیده میگیریم یا دست کم میپنداریم ، توهم بدن شناگر را جدی بگیریم

.

اگر این مطلب برای شما مفید بود آن را بادوستانتان به اشتراک بگذارید

درباره نویسنده

آیتم های مشابه

دیدگاه خود را ثبت کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *