اهمالکاری و رهایی از به تعویق انداختن کارها

اهمالکاری و رهایی از به تعویق انداختن کارها

اهمالکاری و رهایی از به تعویق انداختن کارها

اهمالکاری یا Procrastination یعنی اجتناب کردن از انجام کاری که باید آن را انجام دهیم ، کاری را باید صورت دهیم اما به هر دلیلی ، از انجام دادن آن کار طفره میرویم ، انجامش نمیدهیم ، یا خود را با کارهای بی ارزش و کم ارزش مشغول میکنیم که کار مهمتر را انجام ندهیم.

در واقع هر کاری که در زمان مشخص خود صورت نگیرد ، یا اینکه اینقدر انجام دادن یک کار یا برنامه را کش بدهیم که کار به مرحله بحرانی و فشار برسد مصداق اهمالکاری میباشد.

یک جنبه از اهمالکاری در اضطراب نهفته است ، یعنی من بخاطر اضطراب و نگرانی حاصل از نتیجه انجام دادن کارهای را به تعویق میاندازم ، که مبادا با شکستها و احتمالات منفی مواجه نگردم ، معمولا عباراتی که در ذهن ما جریان میابد به این شکل است

اگر نتوانستم کار را صورت دهم چی ؟

اگر شکست خوردم چی ؟

اگر شروع نکنم خیالم راحت تر است تا اینکه شکست بخورم

در واقع با این عبارات و دیالوگ های درونی ما ازانجام یک برنامه فرار میکنیم یا انجام آن را در ابهام قرار میدهیم.

فرار ، اجتناب و تاخیر و طفره رفتن واژه های اصلی اهمالکاری هستند.

جنبه های ظاهری اهمالکاری

یک : بدون دلیل کاری را به تاخیر میاندازیم.

دو : در نظر گرفتن نتایج نامطلوب انتهای کار

سه : کار را تا دقیقه نود کش دادن

وضعیت مغز در موضوع اهمالکاری 

مغز همیشه اقتصاد رفتاری را در نظر میگیرد ، یعنی تمایل ذاتی مغز در این است که در بهینه ترین حالت مصرف انرژی باشد ، به همین دلیل است که ما رفتارهای جدید را به عادت تبدیل میکنیم ، ساخت یک عادت جدید در ابتدا خیلی سخت است ، انرژی زیادی را از ما خواهد گرفت اما پس از اینکه این عادت در ناخودآگاه ما شکل گرفت مغز انرژی کمتری مصرف میکند و باز مغز در یک حالت جدید و بهینه قرار میگیرد. مغز تمایل دارد که مصرف انرژی در پایین ترین سطح ممکن قرار گیرد.

ساختارهای مغز سه گانه در موضوع اهمالکاری

نظریه مغزهای سه گانه توسط پل مک کلین مطرح گردید ، بر طبق این نظریه مغز انسان به سه بخش تقسیم بندی میگردد

مغز خزنده

مغز میانی

مغز منطقی

نکته بسیار مهم در نظریه مغزهای سه گانه این است که کارکردهای هر سه قسمت مغز کاملا با هم متفاوت و حتی متناقض است

مغز خزنده 

بخش درونی مغز ماست ، علت اینکه به نام مغز خزنده معروف است این است که تمام خزنده ها مانند مار ، مارمولک آن را دارند ، کار مغز خزنده حفظ بقای ماست ، واکنش های جنگ و فرار مربوط به همین مغز است . واکنش جنگ یا فرار در مقابل پدیده ایی که مغز در مقابل آن احساس خطر میکند.

مغز پستاندار ، مغز میانی 

کارکرد مغز پستاندار ، مباحث احساسی و عاطفی است و کار آن کنترل عواطف و احساسات ما انسانهاست ، نقش مغز پستاندار در بخش احساسات ما بسیار پر رنگ است و احساسات نقش تعیین کننده ایی در تصمیم گیری های ما دارد.

مغز منطقی 

مغز منطقی بخش پیشانی را شامل میشود ، مغز منطقی اطلاعات را دریافت میکند و کار تجزیه و تحلیل را در تصمیم گیری بر عهده دارد.

مغزهای سه گانه و تضاد کارکردی آنها 

جالب این است که مغز خزنده تمایل زیادی دارد وضعیت موجود خودش را حفظ کند و تلاش میکند که انرژی کمتری مصرف کند ، وضعیت حفظ بقای ما برعهده مغز خزنده است ، اگر نیمه شب خواب باشید و حشره ایی از روی دست شما عبور کند پیام حرکت این حشره به مغز خزنده شما انتقال پیدا میکند و بدن برای حفظ بقای خود واکنش فوری نشان میدهد تا وضعیت بقای آن حفظ گردد.

در واقع مغز خزنده تمام تلاش خود را صورت میدهد که بقا و وضعیت موجود را حفظ کند ، به همین جهت این مغز فیلترهایی دارد که که این تمایل را در ما حفظ میکند که اطلاعات بیشتر به مغز احساسی و منطقی انتقال پیدا نکند.

مغز عاطفی به جذاب بودن ، حس خوب و پرهیز از جزیئات میپردازد ، درواقع مغز عاطفی موضوع غیر جذاب یا موضوعی که حس خوبی در او ایجاد نکند را فیلتر میکند ، تمایل مغز عاطفی در این است که از یک موضوع احساس خوبی دریافت کند. یعنی دوست داشتنی بودن یا نبودن موضوع برای مغز عاطفی بسیار مهم است.

مغز منطقی بخش اطلاعات ، تحلیل و بررسی و دریافت داده ها ، جزییات است ، مهمترین ویژگی مغز منطقی در این است که این موضوع یا مطلب یا پدیده با عقل و منطق جور درمی آید یا نه ؟ منطقی هست یا نه ؟ چه منافعی دارد ؟

مثال :

الان بازی فوتبال مهمی در جریان است ، شما هم برای فردا باید مطالعه کنید و امتحان دارید اما الان مشغول تماشای فوتبال هستید ،

مغز خزنده تمایل به حفظ بقا و انرژی دارد و تلاش میکند شما همین مکان را حفظ کنید و به تماشای فوتبال ادامه دهید

مغز عاطفی نگاه میکند که کدام عمل حس خوب بیشتری میدهد فوتبال یا درس ؟ احتمالا فوتبال ، اما اگر در زمان تماشای فوتبال نامزد شما تماس بگیرد احتمال زیاد صحبت کردن با نامزد حس خوب بیشتری خواهد داد پس مغز عاطفی حس خوب بیشتری از گفتگو با نامزد خواهد داشت.

مغز منطقی : به صورت عقلانی و منطقی تلاش کردن برای رسیدن به اهداف و پیشرفتها مد نظرش است پس حکم مغز منطقی این است که فوتبال را کنار بگذارم و سراغ درس خواندن بروم.

در تمام این درگیریهای مغزهای سه گانه معمولا قدرت مغز خزنده بیشتر است و بعد از آن مغزعاطفی و سپس مغز منطقی

بخاطر همین در تصمیم گیریها و یا انجام کاری تمایل به فرار از زحمت وجود دارد و رفتن به سمت کارهایی که برای انجام آنها دچار سختی میشویم چون این تلاش حفظ بقای ما را دچار دردسر میکند و به ما فشار وارد میکند و تمایل مغز خزنده در حفظ وضعیت موجود است .

آزمایش معروف مارشمالو

دانشگاه استنفورد در سال ۱۹۷۰ میلادی آزمایشی صورت داد که به آزمایش مارشمالو معروف است ، کودکانی بین سنین ۵ یا ۶ ساله را در اتاقی گذاشتند ، یک کلوچه در اختیار این کودکان قرار گرفت به آنها گفته شد که میتوانند این شیرینی را بخورند و یا اینکه صبر کنند و بعد از یکساعت یک شیرینی جدید پاداش بگیرند ، در نهایت یک سوم کودکان در این آزمایش موفق شدند که صبر کنند ، شیرینی خود را نخورند و یک شیرینی جدید پاداش بگیرند

تقریبا سه دهه بعد باز این کودکان مورد بررسی قرار گرفتند ، آنهایی که موفق شده بودند صبر کنند و شیرینی پاداش بگیرند به مراتب افراد موفق تری نسبت به سایرین بودند.

انواع اهمالکاران و شش نوع اهمالکاران

شش نوع اهمالکار وجود دارد که هرکدام برای رهایی از کارهای مهم خود دلایل خاص خود را دارند.

یک : افراد اجتنابی

این افراد با به تاخیر انداختن کارها تا حداکثر زمان ممکن با استرس و موضوعات ناخوشایند ناشی ازآن دست و پنجه نرم میکنند ، فرض کنید شما میخواهید مطلبی را به کسی بگویید که گفتن این مطلب استرسی را برای شما ایجاد میکند و از گفتن آن اجتناب میکنند

اهمالکاران بی نظم

این افراد مدت زمان انجام یک کار را کمتر از حد ممکن برآورد میکنند ، در اولویت بندی انجام کارهای  خود مشکل دارند ، به جای مواجه شدن با کارهای مهم وقت خود را با کارهای کم ارزش تلف میکنن

اهمالکاری که خودش را باور ندارد

افرادی که به توانایی خود ایمان ندارند ، در شروع کردن کارها مشکل دارند و فکر میکنند که اشتباه میکنند یا شکست میخورند.

اهمالکاران عمدی

این دسته عمدا اهمالکاری میکنند تا با این شیوه  خشم و نظر خودشان را اعلام کنند ، فردی که کارهایش را سروقت انجام نمیدهد که به سایرین این پیام را انتقال دهد که من آزادم هر زمانی کارهای خود را شروع کنم.

اهمالکاران صفر و یک

افرادی که زمانی مثل بولدوزر سخت کار میکنند و بعد مدتی را بیکار هستند و انرژی ندارند و این روند سینوسی همین طور ادامه دارد و یک روند پیوسته در کارشان دیده نمیشود.

اهمالکاران لذت جو

لذت و خوشی را ترجیج میدهند به تحمل سختی و دشواری

شناخت دلایل اهمالکاری ، مسائلی که باعث اهمالکاری میگردند

خودانضباطی ناکافی :

نداشتن انضباط شخصی یکی از دلایل مهم اهمالکاریست ، نداشتن انضباط باعث میشود که باری به هر جهت زندگی کنیم و در زمان لازم دست به کار نشویم و دست به اجتناب از مواجه شدن با سختیها و مشکلات بزنیم زیرا تمایل داریم به دنبال لذت های آنی و لحظه ایی باشیم.

تمایل به فرار از درد :

تمایل به فرار از درد ما را راحت طلب خواهد کرد ،  البته که سبک خانوادگی و تربیتی ما هم در این زمینه موثر خواهد بود ،  خانواده هایی که سبک اهمالکاری و تربیت فرزندان راحت طلب برایشان عادی وطبیعی است این الگو را ایجاد میکنند.

پرهیز از دشواری و مشکل :

وقتی از دشواری و مشکل پرهیز میکنیم ، نداشتن تحرک و آسایش و آرامش فعلی را بر هر چیزی ترجیح میدهیم ، ترجیح میدهیم امور به همین شکل ادامه پیدا کند تا دچار مشکل خاصی نشویم.

دلایل اصلی و مهم اهمالکاری

اضطراب از پیامد نتیجه در آینده :

ما کاری را انجام نمیدهیم و انجام آن را به تعویق میاندازیم چون نگران هستیم که اگر کار انجام شد ما خراب میکنیم. شکست میخوریم و احساس ارزشمندی ما تهدید میگردد. قصد داریم با فردی در کارمان مذاکره کنیم از این ترس داریم که پیشنهاد ما رد شود و تصور میکنیم که اگر پیشنهاد من رد شود من احساس بی ارزشی خواهم کرد ، مکانیزم اجتناب از مواجه شدن با موقعیت در کوتاه مدت اضطراب ما را از بین خواهد برد اما در بلندمدت مشکل ما همچنان پابرجاست.

کم طاقتی دربرابر مشکل :

نمی توانیم رنج فعلی انجام کار را تحمل کنیم ، حال و حوصله انجام کار را نداریم با کم طاقتی از سختی و چالش و دشواری اجتناب میکنیم.

ابراز خشم :

ما با انجام ندادن برخی از کارهایمان خشم خود را نشان میدهیم ، لج بازی میکنیم ، میخواهیم به نوعی اعتراض کنیم ، همسر شما کاری را به شما واگذار میکند و بارها و بارها بر انجام آن تاکید میکند شما بخاطر خشم ازاو انجام دادن کار را عمدا به تعویق میاندازید.

فریب دادن خود با انجام کارهای بی ارزش

میخواهید برای امتحان دو روز بعد درس بخوانید ، میروید سراغ مرتب کردن اتاق و شنیدن موسیقی که مثلا انرژی بگیرید در حالیکه خودتان را با کارهای بی ارزش فریب میدهید.

منتظر انگیزه و حس و حال برای شروع کار بودن :

به خودتان این حکم را القا میکنید که من زمانی شروع به کار خواهم کرد که انگیزه انجام آن را داشته باشم ، حس و حال داشته باشم ، پرانرژی باشم ، دکتر برنز در کتاب از حال بد به حال خوب میگوید که قدم اول انگیزه نیست ، بلکه انگیزه حاصل انجام دادن کارهایمان است ، شما مجبورید کاری را شروع کنید چه حس و حال انجام دادن کار را داشته باشید و چه نداشته باشید. بعد از شروع کار انگیزه ادامه آن را خواهید یافت.

اهمالکاری ناشی از خودکم بینی و نداشتن خودباوری

یکی از دلایل اهمالکاری این است که تصور میکنیم توانایی انجام کاری را نداریم و احساس میکنیم که در برابر انجام آن کار ضعیف هستیم. در این حالت ما در یک موضع ضعف قرار داریم و خودمان هم بر این موضع پافشاری میکنیم و خود را ناتوان در برابر آن احساس میکنیم در حالیکه در واقعیت اینگونه نیست.

افرادی که دچار خودکم بینی هستند چه ویژگیهایی دارند :

خودشان را فاقد توانایی و استعداد لازم برای حل مشکلات خود می بینند.

تصور میکنند که من نمیتوانم کاری را در حد مطلوب صورت دهم

به آینده دید خوبی ندارند

به پیشرفت و رشد و بهتر شدن شرایط خودشان ایمان ندارند

احساس باخت دارند ، احساس از پیش باختن

مدیر شما مسئولیت جدیدی را میخواهد به شما واگذار کند ، اتفاقا شما صلاحیت انجام آن کار را دارید ، در واقعیت هم اگر دلایل را درست کنار هم قرار دهیم شما برای انجام آن کار صلاحیت دارید اما شما خودتان را لایق انجام آن نمیدانید به هر دلیلی از پذیرش مسئولیت طفره میروید.

سر کلاس درس میخواهید سوالی از استاد مطرح کنید ، یا برای ارائه کلاسی خود با استادتان مشورت کنید ، از انجام این کار طفره میروید مبادا که شما را نقد کند یا از کارتان ایراد بگیرد.

در همه این مثالها فردی توانمندیهای خودش را از یاد میبرد و تصور میکند که فردی ناتوان است و اگر ضعف یا خطایی داشت پس او بی ارزش و شکست خورده است به همین جهت از انجام کار طفره میرود.

( این مقاله ادامه دارد و در روزهای آینده تکمیل خواهد شد )

اگر این مطلب برای شما مفید بود آن را بادوستانتان به اشتراک بگذارید

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *