لنزهایی که با آنها دنیا را نگاه میکنیم

لنزهایی که با آنها دنیا را نگاه میکنیم

فرض کنید شما از مدتها قبل با دونفر از دوستان خود قرار گذاشته اید که هر زمان آنها خواستند بیرون بروند به شما خبر بدهند و شما را درجریان قرار دهند که ما قصد بیرون رفتن داریم و تو هم امشب با ما بیا تا سه نفری شام برویم بیرون. بعدا متوجه میشوید که این دونفر خودشان با هم بیرون رفته اند و اصلا به شما خبر نداده اند. در چنین حالتی چه احساسی در شما پدیدار میگردد؟ چه فکری دائما در ذهن شما بازتاب پیدا میکند ؟ چه قضاوتی درمورد این دوستان میکنید ؟

مثال دیگری برای شما میزنم که شاید زیاد شنیده باشید شما همیشه عادت دارید به دوست خود تماس بگیرید و حال و احوال او را بپرسید اگر بیمار شد شما به او زنگ میزنید به او سرمیزنید همیشه شما پیشدستی میکنید و عید و مناسبتهای مختلف را شما به او تبریک میگویید.در زمان تولد شما هدیه تولد را میگیرید و…اما اتفاقی میفتد و شما بخاطر مشکلی دربیمارستان بستری میشوید چند روز آنجا هستید ولی هیچ خبری از دوست شما نمیشود. او اصلا به سراغ شما نمی آید و حتی تماسی هم با تلفن شما یا حتی منزل شما نمیگیرد در این شرایط تصور کنید چه اتفاقی برای شما رخ میدهد ؟ چه حالی دست پیدا میکنید ؟ چه فکری درسر شما میگذرد ؟

حال موقعیت سوم را در نظر بگیرید. شما به دوست خود تماس میگیرید که با او موضوعی را هماهنگ کنید. دوست شما پاسخ تلفن را نمیدهد و شما پیام میدهید که ” کار مهمی باتو دارم لطفا با من تماس بگیر” ولی باز هیچ خبری از تماس او نمیشود. شما همیشه عادت داشته اید که به محض اینکه کسی با شما تماس میگیرد و سراغ احوال شما را میگیرد و شما نمیتوانید پاسخ دهید بلافاصله خودتان با فرد مقابل تماس بگیرید. اما دوست شما این کار را انجام نمیدهد. اکنون چه احساسی در شما ایجاد میگردد. چه قضاوتی نسبت به دوست خود میکنید ؟ چه افکاری در ذهن شما پدیدار میگردند.

همه این مثالها و ده ها مثال دیگر را میتوان مطرح نمود تا این موضوع را بیان کنیم که ما طبق قصه های زندگی خود زندگی میکنیم. قصه های زندگی دقیقا بازنمایی از نحوه رشد عاطفی ، هیجانی و فکری ما از دوران کودکی تا نوجوانی ماست.همه ما کوله پشتی بزرگی با خودمان به نام ناخودآگاه حمل میکنیم که همه اتفاقات ریز و درشت زندگیمان در آن نهفته است.جالب است که بدانید ناخودآگاه ما یا همان کوله پشتی معروف ما خط سیر رشد آینده ما را نیز تشکیل خواهد داد و ما همان بار هیجانی ، عاطفی و احساسی گذشته را با خودمان به آینده حمل خواهیم نمود و مجددا همان موقعیتهای گذشته را تکرار خواهیم کرد.

فرض کنید در مثال اول که شما با دوستان خود قرار گذاشته اید و آنها به شما خبر نمیدهند یا از سر بی معرفتی و بدقولی یا از سر فراموشی و گرفتاری یادشان میرود به شما خبر بدهند. در این حالت دو واکنش معمولا در ما انسانها رخ میدهد : واکنش اول این است که در خودمان فرو میرویم و دائما در ذهن خود این موضوع را بررسی میکنیم و همینطور برای آن دوشخص پرونده سازی میکنیم درکنارش همینطور به این دامن میزنیم که چرا به من خبر ندادند مگر من چه مشکلی دارم ؟ با این مدل افکار احتمالا احساس ناخواستنی بودن و حس بی ارزشی و خودکم بینی ما را گرفتار خواهد کرد و احساس ناخواستنی بودن میکنیم. یا اینکه با یکی از آنها تماس میگیریم و با تندی و عصبانیت هرچه دردل داریم بیان میکنیم احتمالا رنجشها و کینه ها و خشم های گذشته را نیز مطرح مینماییم و طرف مقابل را آنقدر در زیر صحبتهای خود له میکنیم که کل رابطه خراب میشود.

 

بیشتر بخوانید...  شش باور اشتباه که باعث ایجاد نارضایتی در ما انسانها میشود.

اینجا نمیخواهیم بحث ابراز وجود و رفتار مناسب را مطرح کنیم یا درنقد رفتار منفعلانه یا پرخاشگرانه صحبت نماییم بلکه صحبت سر این است که این مدل رفتاری ما ریشه در گذشته ایی دارد که دائما برای ما تکرار خواهد شد.احتمالا هر برخوردی و هررفتاری صورت دهیم ادامه همان نوارهای شخصیتی ماست که از گذشته در محیط خانواده و محیط اجتماعی و برقراری ارتباط با همسالان و دوستان خود تجربه کرده ایم.این نوارهای شخصیتی گذشته را قصه های زندگی مینامند. قصه هایی که ریشه در ناخودآگاه ما دارند و ما آنها را بدون اینکه بخواهیم از والدین ، محیط خانواد و محیط اجتماع خود آموخته ایم.

در مثال دوم که فرض کردیم در بیمارستان هستیم قضاوتها و افکار زیادی ممکن است در سرما رخ دهد اینکه طرف مقابل چقدر بی معرفت است ، اینکه من که هرچی خواست براش گذاشتم اینکه من چیکار کردم نیامده به استقبال من و….

هر طرز فکر و هر نوع نگرشی که نسبت به اتفاقات اطراف خود برقرار میکنیم ریشه در حوادث و اتفاقاتی است که در گذشته ما رخ داده است.

از امروز تصمیم بگیرید واکنشهای خود به اتفاقاتی که پیرامون شما رخ میدهد را بررسی کنید و ببینید چه احساسات و چه افکاری در شما ایجاد میگردد؟ سپس نگاه کنید ببینید آیا مشابه این اتفاق در گذشته هم برای شما رخ داده و شما این حس و این فکر را داشته اید یانه ؟

این بررسی را مهارت درون نگری مینامند. یعنی شناخت احساسات و افکارمان در هنگام اتفاقات زندگی ، احساسات و افکاری که دائما در ما هویدا میشود و نقش بارزی در شکل گیری شخصیت ما ایفا میکنند.

اگر این مطلب برای شما مفید بود آن را بادوستانتان به اشتراک بگذارید

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

12 نظر

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *