ریشه های کمالگرایی چیست ؟

ریشه های کمالگرایی چیست ؟

ریشه های کمالگرایی را در این مقاله بررسی خواهیم کرد در مقاله قبلی با عنوان کمالگرایی چیست ؟ به بررسی موضوع کمالگرایی پرداختیم. در این مقاله قصد داریم بیشتر این موضوع را باهم بررسی کنیم و بیشتر بر ریشه های موضوع کمالگرایی بپردازیم.

چرا ریشه ها کمالگرایی ؟

سوالی که زیاد مطرح میشود این است که اصلا چرا باید ریشه های گذشته را بررسی کنیم.؟ اصلا مطرح کردن گذشته چه فایده ایی دارد و بهتر نیست که به جای واکاوی گذشته راهکاری برای بهبودی برای آینده مطرح کنیم ؟ در پاسخ به این نظر باید اشاره کنیم همیشه در درمان بهترین حالت این است که نظری به آسیب شناسی موضوع داشته باشیم. در واقع با آسیب شناسی و تحلیل گذشته شناخت بسیار بهتری روی مشکل خواهیم داشت و احتمالا از بروز مجدد مشکل در آینده جلوگیری خواهیم نمود و در مرحله بعدی به ارائه راهکارهایی برای این موضوع میپردازیم.

ریشه های کمالگرایی از کجا آب میخورد ؟

وقتی میخواهیم ریشه های کمالگرایی را بررسی کنیم باید به دوران کودکی برگردیم. بزرگ شدن در فضایی که عشق و محبت را مشروط دریافت کرده ایم شایع ترین دلیل شکل گیری ریشه های کمالگرایی در وجود ماست والدین تنها زمانی که ما بچه خوبی بودیم یا مطابق با معیارهای آنها عمل میکردیم یا اگر فقط نمرات کامل یا بیست میگرفتیم به ما توجه میکردند و مارا مورد نوازش خود قرار میدادند.

زمانیکه کودک عشق و محبت را مشروط دریافت کند همه فکر و ذهنش این است که چه کار کنم بتوانم به هرترتیبی توجه و رضایت پدر و مادرم را جلب کنم تا محبت آنها برایم همیشگی باشد. و به این نتیجه میرسد که تنها کار این است که با خودش را با معیارهای سختگیرانه آنها تطبیق دهد. همیشه پسر یا دختر خوبی باشد. همیشه نمرات کامل بگیرد. همیشه از اشتباه و خطا دوری کنید به چیزی دست نزند و با انجام اینکارها رضایت و توجه والدین را بیشتر جلب نماید.

کسب عشق و محبت والدین تنها در گرو این بود که ما خودمان را با استانداردها سختگیرانه آنها تطبیق دهیم. پدرها و مادرانی که خودشان به شدت کمالگرا هستند و مقررات و سختگیریهای عجیب و غریبی دارند و شاید هم خودشان بسیار موفق هستند همیشه تلاش دارند که فرزندانشان هم معیارهای سختگیرانه آنها را دنبال کنند.

کمالگرایی

همانندسازی با والدین و ریشه های کمالگرایی :

ما در کودکی با مشاهده رفتارهای پدر و مادر و از طریق الگوسازی با آنها ، الگوهای آنها را در خود نهادینه میکنیم.در واقع درکودکی تصویری از پدر و مادر در ذهن ما شکل میگیرد با یک الگوی سختگیرانه و ما در بزرگسالی با والدین خود همانندسازی میکنیم.یعنی اگر ریشه های کمالگرایی در ما نهادینه شده باشد در بزرگسالی دیگران که در مجاورت و ارتباط نزدیک با ما قرار دارند در ذهن ما معادل پدر و مادر ما خواهند بود و ما به اجبار مجبوریم در مقابل آنها باز همان الگوهای کمالگرایی دوران کودکی را زنده کنیم و همان معیارهای سختگیرانه را در مقابل آنها پیاده سازی نماییم زیرا افراد نزدیک به ما از جمله : همسر ، دوست ، شریک عاطفی ، همکار ، مدیرو…دقیقا در ذهن ما مساوی با پدر و مادرمان در دوران کودکی هستند.

ساخت یک ابر انسان در کودکی :

یکی از رفتارهایی که ریشه های کمالگرایی را در دوران کودکی نهادینه میسازد این است که والدین بچه ها را در کلاسهای متفاوت ثبت نام کنند. ژیمناستیک ، آموزش موسیقی ، کلاس زبان ، کلاس موسیقی و نقاشی و …..همه روانشناسان دنیا قاطعانه اعتقاد دارند که اینکار کودکان را غیرطبیعی میکند. کودک باید در دوران کودکی همان کودکی خودش را زندگی کند، بازی کند ، در طبیعت باشد. با همسالان خود بیامیزد نه اینکه ما از او ویترین نمایشی بسازیم.

ریشه های کمالگرایی

نشانه هایی دیگر از کمالگرایی :

عدم تعادل بین کار و تفریح ، انگار که زندگی برای شما در حکم فشار کار و استرس خواهد بود.

به دلیل پرکاری و مشغله زیاد روابط شخصی و اجتماعی آسیب میخورد.

دیگران در کنار افراد کمالگرا احساس بی کفایتی میکند زیرا نگران هستند که مبادا نتوانند انتظارات عمیق آنها را برآورده سازند.

تلاش مداوم برای رسیدن به موفقیت احساس خستگی و از پا افتادگی به این افراد میدهد.

اهمالکاری و پشت گوش انداختن کارها یکی از نشانه های وجود ریشه های کمالگرایی در وجود ماست چون میخواهیم معیارها بسیار بالا باشد همینطور انجام کار را به تعویق میاندازیم.

چون اطرافیان ما نمیتوانند معیارهای ما را برآورده سازند سخت آشفته و عصبانی هستیم.

اگر این مطلب برای شما مفید بود آن را بادوستانتان به اشتراک بگذارید

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

4 نظر

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *