خطاهای شناختی چیست ؟

خطاهای شناختی چیست ؟

خطاهای شناختی عنوان این مقاله ماست که به بررسی آن خواهیم پرداخت .همانطور که در دو مقاله گذشته درباره ” شناخت درمانی ” و ” اضطراب ” اشاره کردیم ، یکی از مهمترین عوامل تعیین کننده احساس و رفتارهای ما طرز فکر ماست. مهمترین عامل در طرز فکر و ارزیابی ما نسبت به دنیای پیرامون ، نحوه برداشت و تفسیر ما بواسطه الگوهای ذهنیمان است. برخی از ما انسانها بواسطه خطاهای شناختی که داریم ، اتفاقات و رویدادهای بیرونی را از دریچه اشتباهی تفسیر و ادراک میکنیم و بواسطه همین خطای شناختی دچار افکار اشتباه ، احساسات و عواطف نامناسب و در نهایت رفتاری نامناسب میشویم.

در واقع خطاهای شناختی باعث قضاوت و جهتگیری اشتباه قکر ما نسبت به جهان اطراف شده و همین ارزیابی اشتباه باعث بروز رفتارها و هیجانات نامناسب نسبت به روابط و موقعیتهای اطرافمان میگردد.

خطاهای شناختی

تاثیر خطاهای شناختی بر کیفیت زندگی ما

جمله معروفیست که میگوید : ” با همان نگاهی که به دیگران مینگری ، نگریسته خواهی شد “

در واقع همه در پشت ذهن خود ، لنزهایی داریم که جهان اطرافمان را تعبیر و تفسیر میکنیم. برخی در این دنیا احساس امنیت میکنند ، زیرا تعبیر و تفسیرشان از جهان اطراف مثبت است و برخی حس ناامنی دارند و گمان میکنند دیگران به دنبال معایب و ایرادهای آنها هستند زیرا که در واقعیت این همان نگاهیست که خودشان دیگران را ارزیابی و قضاوت میکنند.

به عقیده دکتر دیوید برنز ، نویسنده کتاب از حال بد به حال خوب ، این حوادث ناخوشایند نیستند که ما را غمگین کرده و آزار میدهند ، بلکه برداشت ما از این حوادث ناخوشایند باعث آزار و اذیت ما میگردد.

احساسات ما ناشی از ذهنیت و طرز تفکر ماست ، برداشتی که ما نسبت به اتفاقات داریم از خود آن اتفاق مهمتر است. و همین برداشت کیفیت زندگی ما را در روابطمان ، ارتباط با خانواده ، ارتباط با همسر ، ارتباطات کاری و… مشخص میکند.

خطاهای شناختی

 

نمونه ایی از تاثیر خطاهای شناختی :

فرض کنید شما در یک سازمان مشغول به کار هستید. برداشت شما این است که حقوق شما باید بیشتر از این مبلغ باشد و تصور میکنید که با توجه به سوابق کاریتان ، مدیریت خودش باید به این نکته پی ببرد و حقوق شما را افزایش دهد. اما متاسفانه نه تنها مدیریت خودش به این نکته پی نبرده است بلکه خود شما هم ، اقدامی برای صحبت با مدیر مجموعه جهت افزایش حقوق خود نکرده اید و حتی احساس دلخوری و خشمی هم نسبت به آنها دارید که چرا خودشان برای من ردیف افزایش حقوق در نظر نمیگیرند.

خطای شناختی

در اینجا شما دچار دو خطای شناختی هستید :

۱ ) برچسب زدن : شما برچسب بی فکری به مدیران خود میزنید و آنها را افرادی بی توجه در نظر گرفته و همین برچسب باعث احساس بد شما به شرایط کاریتان میگردد.

۲ ) ذهن خوانی : فکر میکنید آنها که اصلا به فکر شما نیستند و خود شما هم اگر درخواست افزایش حقوق مطرح کنید ، با این درخواست مخالفت خواهد شد ، پس بهتر است خودتان را کوچک نکنید و این خواسته مطرح نگردد.

با این ذهنیت شما ، افکار ، احساسات و رفتارهای جدیدی نسبت به مدیریت مجموعه خواهید داشت که قطعا بر عملکرد کاری شما هم تاثیر زیادی خواهد داشت.

فهرست خطاهای شناختی :

ده خطای شناختی و رایج شامل موارد زیر هستند :

  1. تفکر همه یا هیچ :

همه چیز را سیاه و سفید یا صفر و یک می بینیم. فرض کنید شما برای روز خود برنامه ریزی کرده اید که صبح ساعت ۶ از خواب بیدار شوید و ورزش کنید. اما خواب افتادید و بیدار نشدید و بجای آن ساعت ۸ صبح بیدار شدید. با طرز تفکر همه یا هیچ ، تمام روزتان را خراب شده تلقی میکنید و دائما به این فکر هستید که چرا صبح بیدار نشدم و دیگر این برنامه ریزی روزانه ارزش ادامه دادن و پیگیری ندارد.

در زمان دانشجویی بخاطر دارم که در زمان تحویل پروژه ها ، بسیاری از همکلاسیها عادت به بیان این جمله داشتند : ” یا باید کاری رو خوب و عالی انجامش بدی یا اصلا قیدش بزنی ” بخاطر همین چون نمره عالی در انتظارشان نبود حاضر بودند درسشان حذف شود ولی نمره متوسطی دریافت نکنند. این طرزفکر همان طرز تفکر سیاه و سفید ، هیچ یا همه چیز است.

۲) تعمیم مبالغه آمیز :

از یک تجربه ، یک قائده کلی میسازیم. فرض کنید شما معامله ایی با فردی از شهر دیگری صورت میدهید. و از بد حادثه در این معامله شما ضرر کرده و طرف مقابل کلاهبردار از آب در می آید. طبق این تفکر شما همه افراد آن شهر را کلاهبردار تصور میکنید و به هرکسی که بخواهد با اهالی آن منطقه معامله کنند توصیه میکنید که هرگز با هیچ فردی از آن شهر ، داد و ستد مالی نداشته باشد.

یک نفر شما را در رابطه ترک میکند و تنها میگذارد. اگر دچاط تعمیم مبالغه آمیز باشید. خود را فردی تنها و دوست نداشتنی و طرد شده تلقی میکنید و همه زندگی را پوچ و بی حاصل میدانید.

۳) فیلتر ذهنی :

بخاطر یک حادثه منفی ، همه جوانب و اتفاقات مثبت را نادیده میپندارید.

یکی از کارمندان خوب شما ، بخاطر اشتباهی خسارت مالی به شرکت شما وارد میسازد. شما همه کارهای خوب او را نادیده مینگارید و بخاطر همان یک اشتباه که غیرعمدی هم بوده او را جریمه یا از شرکت اخراج میکنید.

شما برای صد نفر یک سخنرانی برگزار کرده اید. در پایان سخنرانی وقتی نظرسنجی شرکت کنندگان را بررسی میکنید ۹۵ نفر رضایت از شما داشته اند و ۵ نفر ناراضی هستند. شما بخاطر همان ۵ نفر ناراضی ، احساس غم و ناراحتی میکنید بجای اینکه برای افراد راضی خوشحال و خشنود باشید.

۴) بی توجهی به امر مثبت :

در این خطای شناختی ما کارهای خوب خودمان و دیگران را بی ارزش و معمولی قلمداد میکنیم. اگر تحصیلات بالایی داریم میگوییم این را همه دارند.اگر شرکت و کسب و کار داریم میگوییم این که کار همه است. اگر در دانشگاه خوبی درس میخوانیم میگوییم اینجا صدها نفر دیگه مثل من درس میخوانند. اگر مدیر شما ده ها ویژگی مثبت شما را ذکر کرده و یک انتقاد مطرح میکند شما ویژگیهای مثبت را فراموش و فقط همان یک انتقاد را در نظر میگیرید.

۵) نتیجه گیری شتاب زده ( ذهن خوانی _ پیشگویی ) :

میخواهیم از یک نفر درخواستی داشته باشیم ولی دائما این فکر در ذهن ماست که او خواسته ما را رد میکند.

تصمیم میگیرید برای مصاحبه شغلی اقدام نکنید زیرا فکر میکنید حتما پذیرفته نمیشوید.

در یک جمع جدید وارد نمیشوید و از دیگران دوری میکنید با این تصور که سایرین نگاه منفی به شما دارند.

۶) بزرگ نمایی و فاجعه آمیز دانستن امور :

یک مشکل یا موضوع منفی در زندگی را بزرگ و اغراق آمیز تصور میکنید. اشتباهات شخصی خودتان را آنقدر بزرگ میکنید که هیچ نقطه روشنی در زندگیتان نمی بینید.

حتی در جنبه های مثبت زندگی هم نگاه اغراق آمیز دارید. آنقدر یک جنبه خوب را بزرگ میکنید که به جنبه های منفی و نامناسب آن توجهی ندارید.

۷) استدلال احساسی :

احساسات منفی خود را واقعیتهای زندگی میپندارید. میخواهید صبح به محل کار خود بروید و احساس افسردگی ، بی حوصلگی و بیقراری دارید. این احساس را بهانه ایی میکنید که از انجام کار سرباز زنید و آن روز را مرخصی بگیرید.

میخواهید برای جمعی سخنرانی کنید ، چون احساس اضطراب و بیقراری دارید فکر میکند که از پس این سخنرانی بر نمی آیید و کار خراب خواهد شد.

چون احساس حقارت میکنید پس فکر میکنید دیگران شما را حساب نمیکنند و با هیچ کس ارتباط برقرار نمیکنید.

۸) عبارتهای بایددار :

انتظار دارید اوضاع آنطور که شما میخواهید باشد مثلا ” من همیشه باید با اعتماد به نفس باشم “

” خانه من همیشه باید تمیز باشد “

” من همیشه باید راس ساعت ۵ صبح بیدار شوم “

” نباید آن شیرینی را بخورم من رژیم دارم”

۹) برچسب زدن :

شما از محل کار خود اخراج شده اید بجای اینکه بگویید من را از کار اخراج کردند به خودتان برچسب بازنده بودن و بی ارزشی میزنید.

فردی بر خلاف میل شما صحبتی مطرح میکند شما او را فردی نالایق و کج فهم تلقی مینمایید.

در واقع با برچسب زدن به خودتان و دیگران ، همه شخصیت و وجود خود یا دیگری را ارزیابی میکنید.

۱۰ ) شخصی سازی و سرزنش :

با شخصی سازی یک موضوع به خودتان احساس گناه میدهید و مسئولیت تمام خطاهایی که در آن نقشی نداشته اید را به عهده میگیرید.

فرزند شما در امتحانات مردود میشود شما نتیجه گیری میکنید که مادر خوبی نبودید یا مادر ناتوان و بی عرضه ایی بودید که فرزند شما مردود شده است.

برادر شما گرفتار اعتیاد میشود شما خود را مقصر میدانید که چرا بر زندگی او نظارتی نداشتید که گرفتار اعتیاد شده است.

اگر این مطلب برای شما مفید بود آن را بادوستانتان به اشتراک بگذارید

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سلام
من علی انصاری هستم دانشجوی کارشناسی ارشد روانشناسی به سایت من خوش آمدید.
با وارد کردن ایمیل خود، دوره صوتی رهایی از کمالگرایی + دو فصل اول کتاب زنجیرهای پنهان، برای شما ارسال خواهد شد.
نام و نام خانوادگی
آدرس ایمیل
تلفن همراه
( دوره صوتی رهایی از کمالگرایی + دو فصل کتاب زنجیرهای پنهان )
( تماس با من : 09384861093 - Amoozesh.Khodshenasi@gmail.com )