ترس چیست و چرا می‌ترسیم؟

ترس چیست و چرا می‌ترسیم؟

ترس یک احساس طبیعی در درون ما انسانهاست که شاید چندان خوشایند ما نباشد.اما این احساس درونی نسبت به خطرات واقعی پیشروی انسان تجربه میگردد. معمولا ما انسانها تمایل داریم از این هیجان و احساس ناخوشایند دوری کنیم. ترسهای ما مکانیزمی هستند که در مقابل خطرات بیرونی ایجاد و با علائمی مثل سرخ شدن صورت ، تپش قلب ، عرق کردن زیاد همراه است.

ترس

” ترسیدن ولی اقدام کردن “

این حمله ایست که بسیار برای ما آشناست. توصیه ایی که همیشه برای رسیدن به اهداف به ما میشود. یا جمله معروفی دیگر که میگوید ” انسانهای موفق افرادی نیستند که هرگز نترسیدند بلکه افرادی هستند که با وجود ترس بازهم اقدام کرده اند “

این جملات برای ما آشنا یا شاید هم تکراری باشد. ممکن است شما فردی باشید که بگویید من همه این جملات را میدانم و آشنا هستم اما باز میترسم. حالا میخواهیم در این بخش به باز کردن مکانیزم ترس در انسان بپردازیم و این مطلب را  بیشتر بشکافیم که ترس چیست ؟

چرا ما میترسیم ؟

ترس احساسی درونیست که بخاطر یک وضعیت ناشناخته در ما انسانها پدید میاید. ترسهای واقعی ترسهایی هستند که دقیقا در مقابل ما قرار دارند و سریعا ما را به واکنش مجبور میکنند مانند زمانیکه یک مار یا عقرب را کنار خود ببینیم سریعا از ترس نیش زدن آنها واکنش صورت میدهیم. اما ترسهای دیگر ما که بخشی از آنها واقعی و بخشی دیگر ساخنه ذهن ماست بخاطر پیشامدهایی آینده در ذهن ما ایجاد میگردد.

واقعیت این است که ترس بخشی اصلی از زندگی ماست. شما هرگز نمیتوانید زندگی را تجربه کنید که در آن ترس وجود نداشته باشد مگر اینکه آن زندگی کاملا بدون حرکت وسکون باشد. 

ترس با ما چه میکند ؟

واقعیت بسیاری از انسانها در چنگال حسرتهای خود زندگی میکنند و چه کارهایی که میتوانستند صورت دهند اما بخاطر ترس از انجامش سرباز زدند. خود شما توانمندیهای بسیاری دارید که بخاطر ترسهایتان از انجام آنها سرباز میزنید. کنار گذاشتن ترسها نیازمند خطر کردن و تاحدی ریسک کردن است. اگر واقعا حاضر نیستیم در زندگیمان ریسک حساب شده کنیم و هزینه بدهیم هرگز رو به جلو حرکت نخواهیم کرد. خاطرم هست دوستی را میشناختم که بنا بود به مدت یکسال آموزش سیستم کسب و کارش را به مجموعه ما بسپارد و بابت این یکسال سه میلیون تومان هزینه پرداخت کند دائم سر مبلغ و قیمت چانه میزد و درنهایت هم گفت خب حرفهای شما درست حالا اگر من نتیحه نگیرفتم چه میشود. دوست من هم در حواب پاسخ مناسبی دارد و گفت شما اگر برای یکی از مهمترین بخشهای زندگیت یعنی کسب و کارت نمیخواهی سه میلیون سرمایه گذاری کنی وریسک کنی اصلاقید پیشرفت را بزن.

قبل از اینکه وارد این بحث شویم میخواهم این مطلب را برای شما باز کنم که در واقعیت زندگی هیچ چیز نمیتواند امن و مطمئن باشد.

امنیت در مقابل ترس ؟

ما همیشه به دنبال امنیت هستیم و همیشه میخواهیم همه چیز مطمئن و قابل پیش بینی باشد به همین جهت از مسیرهایی میرویم که کاملا اطمینان داریم کارهایی میکنیم که کاملا به انجام دادن و موفق شدن در آن مطمئن هستیم. هیچ وقت زندگی یک نامه مکتوب شده و از پیشاپیش نوشته شده و قابل پیش بینی نیست.

نمیدانم تا بحال برایتان پیش آمده در مقابل جمع صحبت کنید یا نه. صحبت کردن در مقابل جمع یکی از ترس آورترین کارهای بشریست. حتی طی تحقیقی ثابت شده است که سخنرانان مطرح و بزرگ دنیا هم قبل از سخنرانی در مقابل جمع به شدت ترس دارند. اما همه ما از این موضوع میترسیم . زمانیکه میخواستم در مقابل یک جمع سی نفره در کلاس درس صحبت کنم آنقدر قبل از صحبت میترسیدم میدانید از چه میترسیدم.

از ترس اینکه کارم خراب شود

از ترس اینکه مورد قضاوت منفی دیگران قرار بگیریم

از ترس اینکه سوالی از من پرسیده شود که نتوانم پاسخ بگویم.

میبینید همه اینها یک نقطه مشترک دارند. و آنهم عدم اطمینان از آینده و عدم پیش بینی شرایط آینده است. چون ما نمیتوانیم شرایط آینده را پیش بینی کنیم میترسیم چون هرگز قطعیتی وجود ندارد که به ما بگوید که قطعا شما در این راه و در این مسیر موفق خواهی شد. به همین جهت به شدت متیرسیم.ترس از ناشناخته های آینده اینکه من اگر وارد این حوزه وارد این رابطه وارد این شرایط بشوم چه اتفاقی برای من میافتد.

جمله زیبایی از اوشو درباره ترس :

درابتدای امر تفاوت چندانی بین شخص ترسو و باشهامت نیست. تنها اینکه ترسو به ترسهایش گوش میسپارد و از آنها تبعیت میکند و شخص باشهامت ترسهایش را کنار میگذارد و به پیش میتازد.

وقتی از ترس صحبت میکنیم یعنی رفتن به طرف ناشناخته ها. حرکت به سمت ناشناخته ها علیرغم اینکه ترس تمام وجود ما را گرفته حرکت کنیم “

بسیاری از انسانها را خود شماهم دیده اید که از ایده ها و افکار خودشان صحبت میکنند و به خاطر مواجه نشدن با ترسهایشان هیچ کاری صورت نمیدهند.زمانیکه ما از حوزه شناخته شده خودمان عبور میکنیم ترس بوجود میاید چرا که نمیدانیم بعدش چه اتفاقی پیش خواهد آمد در واقع همین ترسها هستند که ما در حوزه امن خود نگاه میدارند.

شاید واقعیت زندگی همان رشد و کمال باشد که آبراهام مزلو روانشناس معروف در نظریه خود آن را خودشکوفایی مینامد. شاید رسیدن به این مرحله مستلزم دادن بهای سنگینی به نام عبور از ترسهاست. راست گفته اند که انسان باید همیشه ماجراجو باشد و همواره باید آماده به خطرانداختن شناخته ها برای رسیدن به ناشناخته ها باشد.

 آیا میتوانیم بدون ترس زندگی کنیم ؟

واقعیت زندگی این است که اگر میخواهیم زندگی کنیم باید با چالشهای آن هم روبرو شویم روبروشدن با چالشها و سختیهای زندگی هیمشه باید باروبروشدن با ترسهایمام امکانپذیر باشد ما هرگز نمیتوانیم دست از زندگی برداریم در یک گوشه عزلت زندگی کنیم پس در بیشتر مواقع ما مجبوریم با ترسها مواجه شویم انسانهایی که زیاد در زندگیشان ترس دارند معمولا افرادی میشوند که یک الگوی تکرار شونده حفاظتی دارند یعنی با کسی اخت نمیشوند همیشه حس ناامنی دارند اعتماد نمیکنند حاضر به قبول ریسک درزندگیشان نیستند و همین باعث میشود علیرغم اینکه پراز استعداد و توانمندی هستند بخاطر ترسهایشان قدم از قدم برنمیدارند. معمولا وقتی ترس در زندگی ما زیاد باشد ما سمت انزواطلبی و جدایی از مردم کشیده میشویم یا وابستگیمان را به اطرافیان نزدیک بیشتر میکنیم.

ترس را عمیقتر بررسی کنیم ؟

برای اینکه عمیقتر بتوانیم موضوع ترس را باز کنیم به شما پیشنهاد میدهم سوالات زیر را پاسخ دهید:

از چه چیزی یا چه کسی میترسید و دلایل این ترس را بنویسید ؟

به خاطر ترسهایتان چگونه خودتان را توجیه میکنید و فریب میدهید ؟

از چه موقعیتهایی در زندگیتان بخاطر ترس اجتناب میکنید ؟

چه اتفاق یا اتفاقاتی در آینده موجب ترس شما در اکنون است ؟

در حال حاضر بزرگترین ترسی که از رفتن به سمت آن دوری میکنید چیست ؟

چه بهانه هایی برای مواجه نشدن با ترسهایتان در زندگی دارید ؟

از شما خوانندگان عزیز درخواست داریم پیش از مطالعه مقاله دوم لطفا به سوالات بالا عمیقا فکر کرده و پاسخ دهید. در مقاله بعدی موضوع ترس را بیشتر باز میکنیم انواع ترسها را مطرح منماییم و راهکارهای مقابله با ترس را بیان خواهیم نمود.

 

اگر این مطلب برای شما مفید بود آن را بادوستانتان به اشتراک بگذارید

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

10 نظر

  1. سيد مهدي حسيني

    با سلام وسپاس از شما

    ترس اگر بیش از حد خود پیش نرود گاهی اوقات بد هم نیست .

    ترسی که بازدارنده باشد بد است.

    من تجربه پرسش های اخر را دارم وبسیار مفید است.

    با اروزی بهترین ها

    دوستدار شما سید مهدی حسینی

    پاسخ
  2. دنیس خوبکار

    مقاله ی جالبی بود اما گاهی تمایزی بین ترس و اعتقادات مغ بوجود می آید که بعضا تفاوت این دو را سختتر میکند ،به عقیده من ترس چندان همدچیز بدی نیست ،تزسی که باعث حرکت به سمت جلو شود بسیار هم عالیست حتی اگر به پاسخ مثبت خود نرسیم

    پاسخ

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *